آهنگ حرکت كاروان حسين(ع) به گوش می‌آید

آهنگ حرکت كاروان حسين(ع) به گوش می‌آید

نویسنده : m_samaei

اگر گوش جان‌مان در اين آشفته بازار مكر و حيله روزگار كمي مي‌شنود و اگر هنوز مي‌توانيم صداهايي بشنويم كه برخي اصلا متوجه آن نمي‌شنوند، بايد صداي آهنگ حركت شتران كاروان حسين‌(ع) را بشنويم. صدايي كه به ما خبر از تكرار يك حادثه عظيم مي‌دهد، صدايي كه مي‌گويد اي انسان غافل سالي دگر آمد.
صدايي كه مي‌گويد اي انسان گرفتار در زر و زور و تزوير، خود را در برابر باطلان روزگار به حقيقت آشكار نفروش.
صداي كاروان حسين مي‌آيد تا بگويد كه من براي جنگ نرفتم، من براي برقراري صلح و امنيت مي‌روم، كه اگر مي‌خواست براي جنگ برود نبايد خانواده و فرزاندان صغيرش را با خود همراه مي‌كرد.
مي‌رود تا احيا كند دين جدش رسول‌ا... را، مي‌رود تا برپا كند قسط و عدلي كه در فاصله كوتاه 60 سال، چنان در مسلخ فريب و تزوير مثله شد كه جز پوستي آويزان از آن چيزي نمانده است. مي‌رود تا به نسل‌هاي بعد درس مردانگي و آزادي دهد.
حسين‌(ع) خود را فداي حقيقتي كرد كه ما پس از قرن‌ها به تبعيتش افتخار كنيد. فداي مذهبي كرد كه تنها راه نجات بشريت است.
ماه محرم امسال نیز فرا رسید.


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٥
١
٠
محرمم رسید ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!
sayedala-tagh
sayedala-tagh
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام جالب بود
جایزه ادبی فانوس
جایزه ادبی فانوس
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
جایزه ادبی فانوس
h_taghizadeh
h_taghizadeh
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
السلام عیلک یا اباعبدالله الحسین (ع)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات