ما رئيس خود را زندانى كرده ايم!
به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا كنند

ما رئيس خود را زندانى كرده ايم!

نویسنده : saheb zaman

ما مثل طايفه و گروهى هستيم كه رييس خود را حبس نموده است و در بلايا، خود تصميم جنگ و يا صلح را اتخاذ مى‌كند! خودمان كرده‌ايم و اجازه نمى‌دهيم بيايد قضايا را حل كند، با اين‌كه مى‌دانيم اگر بيايد مى‌تواند مشكلات را حل كند، ولى باز او را محبوس كرده‌ايم!

بنابراين، اگر ميليون‌ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص وحيد و تنها است كه هيچ ناصر و مُعين و يار و ياورى ندارد! زيرا ما در بيدارى درست به وظيفه خود عمل نمى‌كنيم، با اين حال منتظر هستيم كه بيدار شويم و تهجد به جا آوريم.

اگر توفيق شامل حال انسان گردد، از خواب بيدار مى‌شود و مشغول تهجد مى‌گردد؛ ولى اگر توفيق نباشد، چنان چه بيدار هم بشود، از آن‌ها بهره نمى‌برد.

آقايى كه زياد به مسجد جمكران مى‌رود، مى‌گفت: آقا(عج) را در مسجد جمكران ديدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا كنند، و يك مرتبه از نظرم غائب شد، نه اين‌كه راه برود و كم‌كم از نظرم غائب شود!

همين آقا هفته قبل از آن هم، حضرت را در خواب ديده بود، ولى افسوس كه همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجد جمكران مى‌روند و نمى‌دانند كه خود آن حضرت چه التماس دعايى از آن‌ها دارد كه براى تعجيل فَرَج او دعا كنند!

چنان‌كه به آن آقا فرموده بود: اين‌ها كه به اين‌جا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند و هر كدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دين؛ ولى هيچ كس در فكر من نيست!

آرى، او هزار سال است كه زندانى است، لذا هر كس كه براى حاجتى به مكان مقدسى مانند مسجد جمكران مى‌رود، بايد كه اعظم حاجت نزد آن واسطه فيض، يعنى فَرَج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

خدا مى‌داند در دفتر امام زمان ـ عجل الله تعالى فرجه الشريف ـ جزو چه كسانى هستيم؟ كسى كه اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه مى‌شود. همين قدر مى‌دانيم آن‌طورى كه بايد باشيم، نيستيم.

=======================

شيخ ابراهيم حايرى ـ رحمه اللّه ـ در حال اعتكاف در مسجد كوفه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
آمین .
sampad
sampad
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
آمین تر
Milad
Milad
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
امین...........
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
امین
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
چی بگم دیگه حرفامو همه رو زدم...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
مرسی
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
من فقط اسم مسلمون رو یدک می‌کشم اما تو اصلش با کارام یک کاری می‌کنم که دل آقام رو می‌شکنم.... :(((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
هیی... آقا جان شرمنده ام... کمکم کن آنی شوم که شما می خواهید...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
آنطوری که باید باشم نیستم):...ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
شاید این جمعه بیاید شاید
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
انسان هاس مقیتد کمن...همین دوروبر خودمون خیلی ها هستن که اصلا قبول ندارن آقا رو....چی بگم......تعداد منتظران خیلی کمن.خیلی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
اللهم عجل لوليک الفرج...الهي آمين
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
خدا مى‌داند در دفتر امام زمان جزو چه كسانى هستيم؟!!...سپاس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات