دارد برای‌مان عادی می‌شود...
«آی آدم‌ها» را می‌شنویم

دارد برای‌مان عادی می‌شود...

نویسنده : s-zahra

مسلمانان را می‌کشتند، اولش دادمان بلند بود و اعتراض و اعتراض و اعتراض، اما بعد برای‌مان عادی شد. به حرم امامان شیعه رحم نکردند و باز داستان تکراری اعتراض‌های خشک و خالی و باز هم برای‌مان عادی شد. قرآن به آتش کشیدند و باز هم مثل همیشه برای‌مان عادی شد! به قبر صحابه پیامبر رحم نکردند و این بار ساده‌تر از دفعات پیش رفتار کردیم. چرا؟!

چرا نسبت به ظلم مدارا می‌کنیم؟! واقعا چرا آن‌قدر ساده از کنار توهین به مقدساتمان می‌گذریم؟ بعد جمعه‌ها که می‌شود دعای فرج می‌خوانیم و آمدن امام زمان را طلب می‌کنیم. خدا نکند روزی که امام زمان می‌آید تنها گذاشتنش برای‌مان عادی شود. خدا نکند به دیدن تنهایی‌اش عادت کنیم. خدا نکند...

به قول فریدون مشیری:

این همه موج بلا در همه جا می‌بینیم

«آی آدم‌ها» را می‌شنویم

هیچ یک حتی یک بار نمی‌گوییم

با ستم کاری نادانی، این گونه مدارا نکنیم

آستین‌ها را بالا بزنیم

دست در دست هم از پهنه آفاق برانیمش...کاش

امام زمان (عج)، تا وقتی که من و تو شیعه در خواب غفلتیم، نمی‌آید .بیا فرج را آغاز کنیم، بیا به این بی‌حرمتی‌ها عادت نکنیم. آه دلم خون است...  

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
خیلی گفتم و نوشتم اما خیلی راحت عادی میشه.....از اول قرار بوده که عادی بشه که صدامون در نیاد....سر سفره نشستیم،اخبار ساعت 2 میگه توی فلان کشور اروپایی 5 یا 6 نفر کشته شدن همه بر میگردن میگن وای وای اخه مگه گناهشون چی بوده؟؟؟روز بعد اخبار اعلام میکنه هزاران نفر در فلسطین قتل عام شدند...سرعت قاشق زدنمون تغییر نمیکنه...گناه اینا چی بوده؟؟؟خیلی راحت باختیم.....
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
موافقم
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
هعی ....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
.............. سپاس
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
خب چکار ميتونيم بکنيم؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
اینو موافقم . از دست کسانی که کاری برمیاد کاری نمیکندد بعد ما میتونیم چیکار کنیم ؟
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
واقعا ما مسلمونا مظلومیم راحتتر از همه دینها ما رو میکشن بعد بهمون میگن تروریست ...........
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
هعیییییییی ... چه می توان گفت ؟؟؟
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
ممنون.........
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
مرسی
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
یک دست صدا نداره! اگر می‌خوایم کاری کنیم باید یک کار همگانی باشه! همه همت کنند نه اینکه اون رئیس روسا بشینن نگاه کنن من هی داد بزنم و حنجره پاره کنم!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
موافقم.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
به نظر من وقتی مردم درگیر بدست آوردن نون شبشون باشن دیگه جایی برای همراهی باقی نمی مونه...! من خودم چند بار به این فکر کردم، که ما چطور می تونیم به شیعیان و مسلمانان دیگر کشورها که داره بهشون ظلم میشه کمک کنیم!؟ ولی به نتیجه قابل قبولی نرسیدم چیزی که هست اونها در کشور دیگه زندگی می کنن و ما نمی تونم به راحتی کمک کردن به هم وطن های خودمون به آون ها کمک کنیم ! و برای دفاع از حقوق اونها یا باید مثلا به اسرائیل و آمریکا و خیلی از کشورهای دیگری که در کشتار مسلمانان فلسطین نقش دارن حمله کرد ! یا باید رفت و در فلسطین بر ضد این ظالمان جنگید! که در هر دو صورت مشکلات متعددی هست که جلو کار رو میگیره! حالا این جای بحث داره که ما چطور می تونیم به دیگر مسلمانان کمک کنیم! شاید یکی از راه ها دعا برای نجاتشون باشه... (این نظر شخصی من بود اگر کسی نظر دیگه داره بگه شاید به یک نتیجه ای رسیدیم)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
موافقم
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
آقا علیرضا راه حل های سیاسی زیادی داره .البته جدای از همه ی این ها ما با یک فریاد مرگ برشاه ،شاه رو سرنگون کردیم ولی حالا کجاست شور وشوق اون روز های مردم؟منظور من از این نوشته این نیست که ما هیچ کاری نمی کنیم بلکه منظورم اینه که خیلی زود دست بر می داریم.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
ممنون
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
چیکار کنیم خوب):
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
مرسی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
چی بگم والا!
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
دوستان از همه ممنون .ولی لازمه بدونید در دین ما هر وقت به عده ای از مسلمانان حمله بشه بقیه ی مسلمانان هرجا هم که باشند باید برای حفظ دین دست به جهاد بزنند.مرز سیاسی هم اینجا معنی نداره .البته قبول دارم که این کار مشکلات زیادی داره...بازم ممنون
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنون واقعا.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨