دوربين مدار بسته

دوربين مدار بسته

نویسنده : m_samaei

 «اين مكان مجهز به دوربين مدار بسته ميباشد».
اين جمله در ورودي اكثر ساختمان‌هاي اداري و فروشگاه‌ها و... نصب شده تا افراد متوجه اعمال و كردار خود باشند. اين جمله به گونه‌اي غير مستقيم به هر تازه واردي مي‌فهماند كه در اين مكان شخصي از جنس خودت تمامي اقداماتي را كه انجام مي‌دهي نظاره مي‌كند و در صورت تخطي از مقررات سريعا مجازات مي‌شويد. پس اگر بتواني رفتار يا عملي انجام داده تا شخص ناظر متوجه نشود، شما در امان خواهيد بود. به همين دليل در برخي موارد برخي افراد وقتي نيت كاري در سر مي‌پرورانند، ابتدا نيم نگاهي به اطراف انداخته تا اگر از يك دوربين مشخصي خبري نبود به اعمال ناپسند خود ادامه دهند.
همين افرادي كه از وجود دوربين‌هاي مداربسته واهمه دارند، چرا در برابر جمله « عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد» هيچ واكنشي از خود نشان نمي‌دهند و همچنان به اعمال خود ادامه مي‌دهند.
مگر نه اين‌كه تمامي رفتارهاي ما در برابر قوي‌ترين دوربين‌هاي خداوند ثبت و ضبط مي‌شود و روزي تمامي آن تصاوير را در برابر ديدگان‌مان به نمايش خواهند گذاشت. مگر نه اين‌كه ايمان به روزي داريم كه بايد پاسخگوي تمامي رفتارهاي ريز و درشت خود باشيم. اگر آن‌چنان كه از دوربين‌هاي ساخته بشر وحشت مي‌كنيم ، از وجود دوربين‌هاي خداوند كمي ترس داشتيم اكنون...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/٠٨/٢٣
١
٠
به قول یکی از دوستان روزنامه نگار - ( آیدا مصباحی ) امروزه تاثیر جمله «اين مكان مجهز به دوربين مدار بسته ميباشد» از « عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد» بیشتر است !!!
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
اکنون دنیا این رنگی نبود!
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠