تنها ميان جمع
اي دل من بسان شمع بسوز...

تنها ميان جمع

نویسنده : رامش

تنها ميان جمع

آن‌که آيد ز دست دل به امان

و آن‌که آيد ز دست جان به ستوه

گاه، سر مي‌نهد به سينه دشت

گاه، رو مي‌کند به دامن کوه

تا زند در پناه تنهائ ،

دست در دامن شکيبایي

غافل از اين بود که تنهايي،

سر نهادن به کوه و صحرا نيست

با طبيعت نشستنش هوس است !

چون نکو بنگرند تنها نيست

اي دل من بسان شمع بسوز !

باز، «تنها ميان جمع» بسوز !

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar
sahar
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
واقعا زیبا بود.ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
به طور وحشتناکی زیبا بود ... مال خودتون بود ؟
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
مرسی
mahdiarkermani
mahdiarkermani
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
آفرین...
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنون...قشنگ بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
زیبا بود . سپاس
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
زیبا و غمگین بود
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنون...زیبا و دلنشین
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنون زیبا بود.................
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
آنکه آید به دست جان به ستوه......چ جالب...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
غافل از اين بود که تنهايي...زيبا بود
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
ووه چی زیبا
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
زیبا..ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
باز تنها میان جمع بسوز!!! ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
هییییییی...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
بســـــــــــــــــــــــــــــــــــیار ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات