غروب وحشی
طلوع و غروب خورشید در قلمرو حیات وحش

غروب وحشی

نویسنده : پری سا

























































برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
اي جان اينا شي خوشل بودن:))
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
اولي كه محشر بود...اون گوزنه هم قشنگ بود...مرسي دوس جون
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
زیبا بود مرسی .
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
آخه غروب اینقدر وحشیــــــــــــــــــــی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
زیبا بود . سپاس
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی زیبا بود...ممنون!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
مرسی خیلی قشنگ بود.اون آدمه هم جز حیات وحش محسوب میشه؟:)))))
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی زیبا بود ولی بعضیاش شب وحشی بود نه غروب
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
زیباست!!!!!!!!!!
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بودن..سپاس
وصال
وصال
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
مرسی
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
هعی اقا دیگه دلمان غروب دریا خواست...مرسی پریساجون
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی خیلی خیلی جالب بید ... حسن ... نه ببخشید پریسا بانو ...!!!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
اصلا بر انگیخته شدم مرسی
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
چه قد زيبا مرسيييييييي
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
نمی‌دونم چرا وقتی غروب رو می‌بینم دلم می‌گیره!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
من هم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
فوق العاده زیبا بود
raaahil.m
raaahil.m
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
چه قشنگ بود.پس چراشیر نداشت؟؟
sasa10
sasa10
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
خیلی زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات