مچاله می‌شوم
سرگردان و گنگ در برهوتی بی‌نهایت

مچاله می‌شوم

نویسنده : firuze

مچاله می‌شوم

مابین خلاء‌ای که درون پوکم را پر کرده است ...

التهاب این احساس جنون‌آمیز مثل خوره، مغز ورم کرده‌ام را سوراخ می‌کند.

مچاله می‌شوم  

به سان تکه کاغذی که کلمات هم از نانوشته‌هایش دلسرد شده‌اند

بی‌ارزش و در حاشیه

از زمانی که خدا را در میان منطقی ترحم برانگیز گم کرده‌ام و سرگردان و گنگ در برهوتی بی‌نهایت به دنبال آرمانی پوچ گام نهادم.

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
چ جالب که عکس چاله ی فضایی گذاشتن...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
آره :)
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون بابت دقتتون........:)
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
سنگین بود
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
جدا؟
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
مرسی زیبا بود
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم مهشید خانم.......
باران
باران
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
خط های اولش ترسناک بود ولی جمله اخرش باحال بود ممنون
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
آره اوش خودمم همین حسو داشتم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
آدمو به فکر وا میداره ...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
اوهوم...
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
باعث خوشحالی است..........
باران
باران
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
اوهووم
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
بسیار زیبا
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون سهره جان
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون....
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
من هم بابت نظرتون ممنونم
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
مرسی فیروزه جان...
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم عزیزم.........
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
:)) زيبا نوشتيد
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
خوشحالم خوشتون اومد...............
nika
nika
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنونم...............
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم عزیزم
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
زیبا ... هم عکس ، هم متن ...
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون به خاطر توجهتون........
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
گم میشوم وقتی خدا را گم می کنم.../ممنونم زیبا نوشتید.
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش میکنم.:)))))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
چه جالب ،قشنگ بود
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
خیلی ممنون............
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
قشنگ بود . سپاس
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
ما هم سپاس ازشما...................
m-noor
m-noor
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
خيلي جالب بود. متشكر
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
مچکر.......
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات