نان خریدن یا نخریدن مسئله این است!
اصلا حس و حالش نیست!

نان خریدن یا نخریدن مسئله این است!

نویسنده : SE7EN

پسرها حتما بیشترشان چنین حسی داشتند و الان هم دارند! این‌که هر موقع که مامان یا بابا می‌گفتند برو نان بخر، انگار که دنیا روی سرمان خراب می‌شد. و بعد از این حرف، دنبال این هستیم که نان خریدن را یک طوری بپیچانیم!

خلاصه این‌که، هر چیزی حاضر بودیم بخریم، غیر نان. اصلا نمی‌دانم این چه حس بدی بود که گریبان گیر ما شده بود.

الانش هم با این‌که صفی نیست یا کمتر است ولی یک جورهایی وقتی می‌گویند، باز هم مسئله است!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
دقیقا واسه چی
mike
mike
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
بود الان دیگه نه
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
نه الان صف نیست آدم میخره...بچه بودیم چقدر خاطره بود ساعتا تو صف وایسادن :(
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٧
٠
١
بود هنوزم هست...اصلا یه شرایطی واسه آدم درست می کنن آدم از زندگی نا امید میشه اخه اونا که فکر میکنن نشستی داری بازی میکنی اما نمیدونن شاید واسه اونا بازی باشه واسه ما زندگیه...نمیدونن یه بار بازیکن مصدوم شد همونجا گفتن برو نون بخر...من هنوز از افق بیرون نیومدم
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
وسط بازي و تفريح که خيلي ضد حاله...
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/١٧
٠
١
نه.نه قبلا و نه الان این حس را نداشتم
SE7EN
SE7EN
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
مثکه شما سوسول هستین تا حالا خوردنی بنام نون به گوشتون نخرده...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
سخته
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/١٧
٠
١
دیگه مرد شدن این سختی‌ها رو هم داره! البته همچین کار سختی هم نیست!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
الان شايد سخت نيست اما شيش هفت سال قبل بود...حد اقل يک ساعت طول ميکشيد...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
من که خیلی دوست داشتم اما پسر نبوده و ...!
nika
nika
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
نمیدونم چی بگم چون که من پسر نیستم.....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
وقتی به ما میگفتن برو نون بگیر تو شعاع 1 کیلو متری نونوایی نبود ! اما حالا وجب به وجب دور بر خونم نونواییه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
آره...موافقم..
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
الان که ماشالا انواع و اقسام مجتمع نون اطراف خونه هست احتیاج به صف نیست!شبانه روزیم هست یکیشون:)
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٨
٠
١
واقعا آقایون با این همه کار سخت خسته نباشن! میخواین که نون رو هم ما بخریم شما زحمتتون میشه!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
دست شما درد نکنه..راضي به زحمت شما نبوديم..:)
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
نه تعارف میکنین جناب قوام!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
سپاس
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
من از سال 74 دارم نون ميگيرم...يکي دو سالي هست که ديگه نمي گيرم...حدودا 15 سال سابقه توي نون گرفتن دارم...:)
sahelmehrabani
sahelmehrabani
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
:) الان بازنشت شدین؟
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
آره....:)
sahelmehrabani
sahelmehrabani
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
بازنشست منظورم بود s: اگه بیمه بودین الان بعد پونزده سال حقوق میگرفدین :(
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
من که تجربه نکردمش چه حسی داره؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات