بعد صبحانه دست به زانو از کنار سفره بلند شد و من خیره به او. یکی از آن نگاه‌های خاصم را به او انداختم. ریز و دقیق و جستجوگرانه. دلم برایش می‌سوزد. گاهی احساس می‌کنم بد نیست برای مدتی از نگاه اطرافیانش غایب شود تا حس سنگین و خفه نبودنش را احساس 

کنند بعضی‌ها. از زمانی که یادم می‌آید تلاش بی‌وقفه‌اش، لطف و احسان به دیگران بوده و اما عوضش چه نصیبش چه شد؟ مویی سفید و صورتی چروک و زانوانی خسته. خودش که ادعا می‌کند از هر دست که بدهی از همان دست می‌گیری... گاهی پسرانه تشرش می‌زنم 

«پدر من! جون منو قسم بده که برای این همه لطف، خوبی بهت شده؟ د نشده دیگه!» و او هی لبخند تلخ تحویل من می‌دهد. این اعتراضات من از روی درد است، از روی زخم است، از روی دیدن تن خسته‌اش است. تمام عمر تلاشم این بوده که من لااقل عصایش 

باشم. دردش نباشم، زجرش نباشم، کنارش باشم، دوستش باشم، پسرش باشم...

گاهی احساس می‌کنم او هم شبیه من است. تنهایی تنهایش نمی‌گذارد... تنها میان اطرافیانی که از او نعوذ با... در حد خدا انتظار دارند. دلم آن روزی شکست که کسی که او تمام عمر لطفش کرده به من گفت «متاسفم برات. افکارت مثل باباته!» جوابش را دادم حسابی، 

اما دلم هیچ وقت آرام نشد از این حرف...

 خدا نیارد آن روزی که کسی از تو انتظار داشته باشد و تو نتوانی کمکی کنی. پیر زخم زبان و نیش می‌شوی... مثل تو، پدر...  

همیشه عکست  را در قاب چشمانم پنهان می‌کنم... تو بابای دوست داشتنی منی...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٩/٠١
٢
٠
چه فرقی میکند این حرفها و...ونیش زدنها البته گاهی دل میشکند اما گیر اینها نبودن زندگی را راحت تر میکند راستی چه پدری باید برای داشتنش شاکر باشی!
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٩/٠٢
٠
٠
بر دستان مهربانت بوسه می زنم ..... پدرم ..... عزیزترینم.....
mahshid
mahshid
٩١/٠٩/٠٢
٠
٠
وقتی هست احساسش نمیکنیم وقتی نسیت میفهمیم چه کسی رو از دست دادیم...........
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
من عاشقشم.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات