راهب اصحاب محمد (ص)
پیرامون ماجرای نبش قبر حجر بن عدی

راهب اصحاب محمد (ص)

نویسنده : مهدیه جوادی

راهب اصحاب محمد (ص)

حجر بن عَدی به‌خاطر این‌که در یکی از قبایل کوفه به نام«کِنده» به دنیا آمده بود، حجر بن کندی نام گرفت و چون اهل انجام کارهای خیر هم بود، به «حُجر الخیر» نیز معروف بود. حجر در سال‌های پیش از اسلام به دنیا آمده بود؛ اما در سال آخر عمر رسول خدا(ص) توفیق یافت که مسلمان شود. به همین دلیل، مدت اندکی توانست از وجود مبارک پیامبر بهره ببرد. چون بسیار اهل عبادت و نماز و روزه بود به او «راهب اصحاب محمد(ص)» می‌گفتند. پیوسته با وضو بود، هرگاه وضو می‌گرفت، به نماز می‌ایستاد. هم چهره زیبایی داشت هم از خوش سیماترین مردان کوفه بود و در زیبایی روح و کمال اخلاقی، از نوادر روزگار به شمار می‌رفت. حجر وقتی مسلمان شد حدود 27 سال داشت ولی ایمان و صداقت عقیده و باورش نسبت به دین خدا و رسول خدا، از بسیاری بزرگان و سابقه‌داران بیشتر بود.

 

در دوران خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام، زمانی که جنگ جمل پیش آمد، آن حضرت، نماینده‌ای به کوفه فرستاد تا مردم را برای یاری امام فراخواند. حجربن عدی یکی از کسانی بود که برخاست و گفت: «ای مردم! به ندای امیر مؤمنان پاسخ دهید و سواره و پیاده بکوچید، حرکت کنید و بشتابید و من خودم پیشتاز این راه خواهم بود.» همچنین حجر در جنگ صفین نیز شرکت کرد و رشادت‌های فراوانی انجام داد.

 

بعد از شهادت امام علی‌(ع) یک بار که ابن زیاد در سخنرانی‌اش چندبار از معاویه به عنوان «امیرالمؤمنین» یاد کرد، حجربن عدی به «ابن زیاد» اعتراض کرد و گفت: دروغ می‌گویی، چنان نیست و لقب امیرالمومنین شایسته معاویه نیست. حجر، مشتی ریگ برداشت و به سوی «ابن مرجانه» پرتاب کرد و گفت: دروغ می‌گویی، لعنت خدا بر تو! «ابن زیاد» از منبر پایین آمد، نماز خواند سپس به قصر رفت، حجر هم به خانه‌اش بازگشت. زیاد، سوارانی را برای دستگیری یا احضار حجر فرستاد. درگیری‌هایی چند میان یاران حجر و سوران «زیاد» در گرفت، هنگامی که حجر دستگیر شد، معاویه دستور داد حجر را، به شام بفرستند.

 

ماجرای شهادت حجر

بارها از حجر و یارانش خواستند که از امیر المومنین علی(ع) بیزاری بجویند تا آزاد شوند؛ ولی آنان زیر باز نرفتند و پذیرای شهادت در راه عشق مولا شدند. قبرهایی برای آنان کندند، کفن‌هایشان را آماده ساختند. حجر گفت: مثل این‌که کافریم، ما را می‌کشند و مثل آن‌که مسلمانیم، ما را کفن می‌کنند! وقتی مأموران آماده شدند که آنان را به قتل برسانند، هدبة بن فیاض مامور این شد که حجر بن عدی را گردن بزند. (طبق برخی نقل‌ها، فرزند حجر به نام «همّام» همراه پدرش بود.) حجر به جلاد گفت: اگر به کشتن پسرم «همام» هم مأموریت داری، او را زودتر از من به قتل برسان. جلاد همین کار را کرد. وقتی به حجر گفته شد چرا چنین چیزی را خواستی و داغدار فرزند نوجوانت شدی، گفت: ترسیدم وقتی شمشیر را بر گردن من ببیند وحشت کند و دست از ولای امیرالمؤمنین بردارد و در نتیجه، در روز قیامت من و او در بهشت برین که خداوند به صابران وعده داده است، همراه هم نباشیم!

 

ماجرای نبش قبر حجر 

«احمد الخباز» از ساکنان حومه دمشق که شاهد عینی این فاجعه بود گفت: در روز حادثه تعداد زیادی از مخالفان مسلح دولت اسد با حالتی از غضب و دشمنی که سراسر وجودشان را گرفته بود، به مقبره این صحابی جلیل القدر حمله کردند، آن‌ها در حالی که مردم زیادی از ساکنان منطقه در حال مشاهده ماجرا بودند، شروع به تخریب و نبش قبر «حجر» کردند. تروریست‌ها پس از شکستن ضریح، شروع به حفر مقبره کردند و آن‌قدر زمین را کندند (به دلیل عمیق بودن مدفن) تا به پیکر مطهر حجر دست یافتند. در حالی که سایر شاهدان ماجرا، از این رفتار خشمگین و ناراحت بودند، تروریست‌ها پس از خارج کردن پیکر مطهر حجر به جشن و پایکوبی بر سر مزار پرداختند سپس پیکر مطهر او را که هنوز سالم بود، ربوده و با خود بردند. 

قبر حجر بن عدي در منطقه «مرج» در حومه منطقه «الغوطه» در اطراف دمشق قرار دارد. کارشناسان مسائل ديني و فرهنگي معتقدند که سلفی‌ها با نبش قبر و ربودن پيکر اين يار أمير المؤمنين،‌ خواسته‌اند که محل دفن وي را گم کرده و جلوي ساخته شدن حرمي توسط شيعيان در اين محل را بگيرند.

 

سلفی چیست؟ به چه گروه‌هایی سلفی گفته می‌شود؟ 

کلمه سلفی یک کلمه مثبت به معنی اقتدا کردن به گذشتگان صالح است و در اندیشه اسلامی جایگاه بسیار مثبتی دارد. این اصطلاح را قاعدتا باید جز اصطلاح‌های مثبت به حساب آورد. اما در ادبیات جدید سیاسی، سلفی‌ها به گروه‌هایی اطلاق می‌شود که به متون و احکتم اسلامی با یک دید متحجرانه نگاه می‌کنند و برای هر حکمی یا حکم هر پدیده‌ای، بر می‌گردند به گذشته که آیا در گذشته چنین حکمی بود به خصوص در سنت رسول‌الله(ص) و اگر نبوده آن را به عنوان یک بدعت به حساب می‌آورند. این گروه به شدت تحت تأثیر «ابن‌تیمیه» و جنبش وهابیت و جریان‌های آن در عراق هستند. آنان هیچ یک از مذاهب اسلامی و حتی جوامع اسلامی را قبول ندارند و از دشمنان تشییع و امیرالمومنین علی (ع) هستند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mike
mike
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
این شروع new world order
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٦
٢
٠
بذارین هرکاری که میخوان بکنن در نهایت حق پیروز میشه....
nika
nika
٩٢/٠٢/١٦
١
٠
بالاخره روزی میرسه که اونارو مجازات می کنند
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/١٦
٢
٠
خدا لعنتشان کنه!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٦
٢
٣
چی بگم... هر اتفاقی می افته نباید وحدت شیعه و سنی از بین بره... انشاالـ... که خدا به داد مردم سوریه برسه...
٩٢/٠٢/١٧
١
٠
سنی چیه برادر اینا همه وهابین!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٧
١
١
من که نگفتم سنی هستند !!! من منظورم این بود که یکی از اهداف وهابیت که این کار رو کردند اختلاف افکندن بین سنی و شیعه است.
نیوا
نیوا
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
آها
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٢/١٦
٤
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
شیعه زاده
شیعه زاده
٩٢/٠٢/١٦
١
٠
یه مشت افراطی و ادمای بی خود ..... حال ادم ازینا ب هم میخوره
mashhadiboy
mashhadiboy
٩٢/٠٢/١٧
٢
٠
خدا لعنتشون کنه ....
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٧
٢
١
آدم چی می تونه بگه به این تفکر متحجرانه این آدما...شدن بازیچه خیمه شب بازی سیاس های دنیا!کتاب خاطرات مستر هنفر ماجرای چگونگی ورود وهابیت رو که می خوندم واقعا دنیای کثیفی دارن این سیاسیون غربی،خدا مجازاتشون کنه..والبته ما هم وظایفی داریم که باید انجام بدیم..مرسی مهدیه بانو اطلاعات مفیدی بودمن نمی دونستم بعضیاشو
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٧
٢
٠
خدا از رو زمين برشون داره
mike
mike
٩٢/٠٢/١٧
٢
٠
حالا متوجه میشیم که چرا حضرت فاطمه به صورت مخفی دفن شدند
نیوا
نیوا
٩٢/٠٢/١٧
١
٠
واقعا راست گفتی ها!!!
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٧
١
٠
آفرین
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٧
١
٠
همین آدما هستن که آبروی اسلامو بردن یک عده آدم افراطی بی عقل و سبک مغز و نادان که مثل انسان های اولیه سر میبرن میگن آدما هر چی میگذره بیشتر پس رفت میکنن همینه .........
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
....
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٧
١
٠
امیدوارم جزای عملشون رو تو همین دنیا ببینن
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
خدا لعنتشون کنه..بااین کارهاشون..همه اینا زیر سراسرائیله
نیوا
نیوا
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
خدا لعنتشون کنه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤