دیالوگ های ماندگار

دیالوگ های ماندگار

نویسنده : sara-b

- بزن به چاک وگرنه درونت رو به بیرونت معرفی می‌کنم.

 

- يه پايان تلخ.......بهتر از يه تلخيه بي پايانه... / شهاب حسيني-درباره ي الي

 

- من همه آدمای این شهر رو دوست دارم، چون یکیشونو می‌شناسم! / شب‌های روشن- فرزاد موتمن

 

- ما رو واسه زندگی کردن میارن این‌جا و این دقیقا همون چیزیه که ازمون می‌گیرن! / رستگاری در شائوشانگ

 

(باغ‌های کندلوس- ایرج کریمی) / آذر (خزر معصومی): زنا زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون 

 

پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.

 

- ببین... دلخوری، باش... عصبانی هستی، باش... قهری، باش... هر چی می‌خوای باشی باش... ولی حق نداری با من حرف نزنی... فهمیدی...؟

 

- دیالوگ رئیس - مسعود کیمیایی/ رئیس ( داریوش ارجمند): باباتو می‌شناختم! قدیما با آفتابه عرق میخورد، حالا «ضای» والضالین نمازشو قد اتوبانِ قم میکشه!

 

- کاش بعضی از آدما قده نصفه ماهی خاویار داشتن! / زنده یاد خسرو شکیبایی(حکم)

 

 - هیچوقت وارد رابطه‌ای نشو که وقتی توی مخمصه قرار گرفتی نتونی ظرف 30ثانیه بی‌خیالش بشی و فرار کنی./ مخمصه(مایکل مان 1995 )

 

- ناخدا خورشيد؟ همون كه يه دست نداره؟!

نه! همون كه يه دست داره! / ناخدا خورشيد - ناصر تقوايي

 

- پدر (همایون ارشادی): خوب هر چی ملا یادت داده رو ول کن فقط یک گناه وجود داره اونم دزدیه و السلام. هر گناه دیگه ای هم نوعی دزدیه. اگر مردی رو بکشی یک زندگی رو می‌دزدی حق زنش رو از داشتن شوهر می‌دزدی. وقتی دروغ می‌گی حق کسی رو از 

 

دانستن حقیقت می‌دزدی وقتی تقلب می‌کنی حق رو از انصاف می‌دزدی. می‌فهمی؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/٠٩/٠١
٠
٠
آخریه بادبادک باز از بقیشون بهتر بود :) گاو خشمگین مارتین اسکورسیزی/دنیرو بعد ازاینکه ازهمه شکست خورد با خودش تمرین میکرد و میگفت:من رئیسم من رئیسم!خعلی کیف کردم/
s-sahra
s-sahra
٩١/٠٩/٠٢
٠
٠
ایول...دستت درد نکنه
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٩/٠٢
٠
٠
خیلی جالب بود و البته زیبا.... ممنونم....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩١/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنونم . البته بازم دیالوگ زیبا داریما . خواستی بگو من بفرستم
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٩/٠٤
٠
٠
خیلی جالب بود.ادامه اش بده.ممنون
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
جالب بود!ممنون!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٠١
٠
٠
واقعا هم که يه پايان تلخ.......بهتر از يه تلخيه بي پايانه...ممنون دوست عزیز:)))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات