شک دکارت!
دکارت: برو از اتاق من بیرون!

شک دکارت!

نویسنده : میلاد

دکارت به عنوان فیلسوف، فلسفه‌اش را بر پایه شک بنا کرد. او ابتدا در وجود همه چیز تردید کرد و پیش از هر عملی شروع به اثبات خودش کرد. در زیر مکالمه او با یکی از شاگردانش را می‌خوانیم:

دکارت: یک چیز مسلم است و آن این است که من...؟

شاگرد: دکارتم؟

دکارت: نه!

شاگرد: فرانسوی‌ام؟

دکارت: نه!

شاگرد: من، آمده‌ام وای... وای... من آمده‌ام؟

دکارت:دیوانه! یک چیز مسلم است و آن این‌که من شک می‌کنم! و وقتی شک می‌کنم حتما...؟

شاگرد: مرض دارم؟!

دکارت: وقتی می‌اندیشم حتما موجودی اندیشنده هستم! من می‌اندیشم پس...؟

شاگرد (با خوشحالی): پس هستم! پس هستم!

دکارت بلند می‌شود و شاگرد را در آغوش می‌گیرد و با هم به خوشحالی می‌پردازند. در این میان دکارت می‌گوید: ای کودَنَک من! تو به همه سوالات اشتباه جواب دادی، ولی آخری را درست گفتی. از کجا فهمیدی و چگونه استدلال کردی؟

شاگرد (باشادمانی): خیلی راحت بود استاد، قبلا تو فیس بوق خونده بودم!

دکارت: برو از اتاق من بیرون!

برگرفته از: ماهنامه خط‌خطی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خخخخخخخ جالب بود ممنون
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
متشکرم
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
زیبا بود
Milad
Milad
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
قابلی نداشت
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
از دکارت خوشم نمیاد.....
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
:)))))))))))) گرفتین ما رو عایـــــآ؟
Milad
Milad
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
چرا؟به جون خودت حقیقت محضه!
baretto
baretto
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
غاشق رنه دکارتم.... اینم زیبا بود مرسی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
جالب بود....فیس بوق.....هههههههههه
sahelmehrabani
sahelmehrabani
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
نتیجه و پیامش چی بوده؟ ینی بریم فیس بوق؟؟؟؟ دی: /// شک دکارت شک دستوری بوده. اون شک واقعی نداش ولی برای اثبات هر چیزی اول وجودشو انکار می کرد ... ولی "مونتنی" شک ش واقعی بود. هعی
Milad
Milad
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
بیشتر جنبه ی طنزش برای خود من جالب بود
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
مرسی
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
:))))
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
:))))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
جالب بود . سپاس
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
جالب بود ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
جالب بود...مرسي ميلاد
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
خیلی جالب بود ممنون
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
ما که نفهمیدیم چی شد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
خخخخ! دی ! :))))
mehrshad.sh
mehrshad.sh
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
ایووللاه
ایران
ایران
٩٢/٠٣/٢٤
٠
٠
Ayaaa!!!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات