باغچه دلتنگی!
شعری سروده خودم

باغچه دلتنگی!

نویسنده : saiideh70

مگر می‌شود فراموش کرد!؟

کسی را که نیمه شب‌ها،

خیالش پاورچین پاورچین،

می‌آید و خواب‌هایم را آشفته می‌کند.

مگر می‌شود فراموش کرد!؟

کسی را که عطر گیسوان سیاهش،

بوی روسری ماه است.

مگر می‌شود،

فراموش کرد کسی را که،

مرا می‌برد به میهمانی گل‌های سرخ !

گل‌هایی که،

میان باغچه دلتنگیم،

می‌رویند!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
شعر زيبايي بود...تبريک ميگم...
sorme
sorme
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
ممنونم! :)
nika
nika
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
ممنون زیبا بود
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
مرسی...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
زیبا بود مرسی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
شعر زیبایی بود مثله همیشه البته قبلیا زیباتر بودن
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
سپاس
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
شعر زیبایی بود..سپاس
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
زیبا بود. تشکر.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
عطر گیسوان سیاهش، بوی روسری ماه است. مرسی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
به به ...به حس زیبات
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
مگرمي شود فراموش كرد.....
SE7EN
SE7EN
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
به به...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود، ممنونم.
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
خیلی ممنون از همگی...
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
بسی زیبا ممنون
f.haghighat
f.haghighat
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
چه قدر زیبا و لطیف بود، چه قدر شبیه حس من بود :'(
tanha
tanha
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
مگر میشود....ممنونم
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
بسیار زیبا
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات