قلب مرا هم شکافتند
در بین مسلمانان غریب بودیم!

قلب مرا هم شکافتند

نویسنده : مریم شیعه زاده

دلم تنگ است ... کاش این‌جا بودی!

کاش این‌جا بودی و از نزدیک می‌دیدی که چقدر غریب ماندیم. چقدر به چشم یک عقب مانده نگاهمان کردند. چقدر ما را متهجر خواندند . بازداشت‌مان کردند، کشتند و غارت کردند. تحریم شدیم و برچسب زدند روی‌مان که او یک تروریست است. ای کاش این‌جا بودی .

خدای من!

این‌جا نبودی وقتی خواهران و برادران‌مان در میانمار را سر بریدند و آتش بر سرشان ریختند . وقتی در غزه نسل‌کشی به راه انداختند. وقتی به مقدسات‌مان بی‌حرمتی کردند و روسری و حجاب را مسخره خواندند. یا وقتی در خانه تو، ما را مشرک نامیدند .

برای بار اول که سامرا را دیدم باورم نمی‌شد با قبر عزیزانمان، همان‌ها که اولی‌الامر نامیدی، این چنین کرده باشند. فقط ناباورانه در و دیوار را نگاه می‌کردم و چقدر دوست داشتم تو هم آن‌جا بودی و می‌دیدی. بعدها که به هنگام نماز در مکه و مدینه مهرم را در دستانم پنهان می‌کردم تا نبینند که بر تربت مولایم حسین (ع) سجده می‌کنم، عمق غربت را حس کردم. 

می‌دانی این حس غربت برای اولین بار میان یک عده مسلمان به من دست داد. مسلمانانی که همه تو را می‌شناسند! من می‌دانم باید آن‌ها را از خودم بدانم ولی چرا به آن‌ها نگفتی اتحاد یعنی چه؟! چرا برخی برادرانم به خون من تشنه‌اند .

خدایا!

ای کاش این‌جا بودی! دیروز که از موعود (عج) سخن می‌گفتم، دوستم با تعجب گفت تو این حرف‌ها را باور داری؟ تو منتظری تا یک نفر سوار بر اسب از راه برسد و نجاتت دهد! این‌ها یک مشت حرف است که از خودشان درآورده‌اند! اصلا با عقل جور در نمی‌آید!

می‌خندید. فقط می‌خندید .... چه می‌گفتم!؟

دیروزها هم قبر حجربن عدی را شکافتند و روح مرا هم!

تازه شد آن غم قدیمی، غربت را می‌گویم .

ای کاش در کنارم بودی ..... ای کاش ....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
این متنو تو وبلاگتون خوندم نظرم دادم به همون جا رجوع کنید؟؟؟نه فکر کنم ندادم به همینجا رجوع کنید خیلی خوب بود
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
میای تو بلاگ بچه مردم نظر نِمدی؟؟!! چرا با احساسات ملت بازی میکنی؟؟! ممنون از لطفت
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
قلب مرا هم شکافتند....:(
shahrzad_h
shahrzad_h
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
روح مرا هم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
ای کاش در کنارم بودی ..... ای کاش .... ای کاش ...
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
:(((الان به این فکر می کنم چه خوبه حضرت فاطمه پنهانه قبرشون...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٨
٠
٠
:-(
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
بسی زیبا و تاثیر گذار:( ممنون
tanha
tanha
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
دریا فوق العاده بود..فوق العاده:((((
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
با من آشتی کردی امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیر حسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟ :)
nika
nika
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
ممنونم واقعا20بود
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
ممنون از نظر همگی .... :))
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
منم مثل شما احساس تنهایی می کنم ویک مطلب مشابه هم نوشتم واحساس می کنم مطلب شما قسمت جا مونده ی مطلب خودمه حقا که حرف دلم رو زدید.ممنون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
خوشحالم ک اینو می شنوم ممنون زهرا جون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
ای کاش در کنارم بودی ..... ای کاش ....او هست ما احساسش نمیکنیم
dashsajad1@gmail.com
dashsajad1@gmail.com
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
اندیشه مرا هم شکافتنند هیچ دیگر ندارم!!!
mahshid72
mahshid72
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
خدا همه جا بود و هست و خواهد بود هست و نظاهره گر ماست به خو بي پاسخ همه اينها را خواهد داد
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٩
٠
٠
خیلی زیبا نوشتین سپاس
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
اشکم در آمد!غربت شیعه چی بگم یاد یک فیلم کوتاه یا بهتر بگم یک کلیپ واقعی از شیعه کشی افتادم یادمه وقتی کامل دیدمش نمیدونم چرا توی دلم امیرالمومنین صدا زدم!نمیدونم چرا دلم هوای مولا کرد!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
آخییییییی.......چه زیبا بود.
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات