ضرب المثل های مشدی!

ضرب المثل های مشدی!

نویسنده : taba_sa
فقط ی مِشَدی اصیل نِمِتِنِه با خوندن ای ، جلو خندش ر بیگیره... خودتِ نشون بِتِه بیبینُم چقد بِچِه مِشَدی


- هَمسَیَه که از هَمسَیَه بر‌مِگِردَه مِگَه گوسَلَه‌ت پایِ سَگِمَه دِندون گریفتَه
همسایه که از همسایه بر می‌گردد می‌گوید گوساله‌ات پای سگم را دندان گرفته است

- به جایی مُرُم که روی وا ببینُم نِه دِرِ وا
به جایی می‌روم که روی گشاده ببینم نه در گشاده

- دیفال رَ یگ رویه کاگل کِردَن
دیوار را یک رویه کاهگل کردن
منظور: کار را فقط از یک جنبه در نظر گرفتن

- مرد به پارو می اَرَه، زن به جارو بِدَر مِنَه
مرد با پارو می‌آورد و زن با جارو بیرون می‌اندازد
منظور: مرد با زحمت مال می‌اندوزد اما زن بی‌ملاحظه خرج می‌کند

- نِه خورده و نِه برده گیریفته دردِ گُرده
نه خورده و نه برده گرفته درد گرده
منظور: در کار دخالتی نداشته ولی همه زحمات و زیان‌ها متوجه او شده است

- نِدار خرِه داش و مرده شور جمتاسه
ندار خری داشت و مرده‌شوی جام برنجی بزرگی
منظور: ندید بدید است

-ماس بریزه جاش مِمَنَه دوغ بریزه جاش چی‌مَنَه؟
ماست بریزد جاش می‌ماند، دوغ بریزد جایش چه خواهد ماند؟
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٩/٠٢
٢
٠
نشنیده بودم هیچکدومو! پس الان من کجایی ام؟!
زهره
زهره
٩١/٠٩/٠٧
٠
٠
منم تا حالا نشنیده بودم . البته فکر کنم ابن جمله ها مال مشهدی های قدیم بوده نه الان .
bye
bye
٩١/١٠/١١
٣
٠
راست میگه منم نشنیده بودم دوست عزیز
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
دوستان عزیز مال مشهذی های قدیمه.....
milad85
milad85
٩١/١١/٠٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود البته ضرب المثل های الآن مشهدی ها هم خیلی قشنگه
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/٠٦
٠
١
مشهد عهد پیچ و مهره
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٨
١
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠