يك طرح ، يك خدمت همگاني
گزارشي از كوچه پس كوچه هاي تاريك شهر

يك طرح ، يك خدمت همگاني

نویسنده : m_samaei

 عبور از كوچه پس كوچه‌هاي قديمي شهرهاي سنتي علاوه بر يادآوري خاطرات گذشته، مي‌تواند الگويي باشد براي بهترين نوع از زندگي مسالمت آميزي و تجربه در كنار هم بودن. معماري سنتي هنوز براي معماران نسل حاضر مي‌تواند يك الگو باشد. مطلب امروز ما نگاهي دارد به ورودي منازل قديمي در شهرها يا روستاهاي قديمي.

وقتي به ورودي هر خانه‌اي كه در معماري سنتي قديم ساخته شده است نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه درب خانه در يك عقب نشيني واقع شده و در كنار آن دو سكو طراحي و ساخته شده است. اين عقب‌نشيني درب خانه علاوه بر اين‌كه در صورت باز بودن درب خانه، ساكنين منزل را در يك حريم مطمئن‌تري قرار مي‌دهد، باعث ساخته شدن دو سكو در دو طرف درب منزل مي‌باشد. اين سكوها براي استراحتي كوتاه مدت، طراحي شده كه علاوه بر استفاده آن توسط ساكنين منزل، عابرين پياده و خسته هم مي‌توانند در سايه و پناهگاه آن كمي استراحت كرده و به راه خود ادامه دهند.

اين طراحي نشان از همدلي و همياري به همنوعان خود مي‌باشد كه مي‌توان آن را اجرايي از حقوق بشري دانست كه ديگران فقط در سخنراني‌ها و حربه‌هاي خود براي فشار به ديگران از آن استفاده مي‌كنند، ولي تمدن ما آن را به مرحله اجرا درآورده است.
بعدها كه منازل از نعمت برق برخوردار شدند، همين مردمان در ابتكاري تازه، لامپ روشنايي را در بالاي درب منزل خود آويزان مي‌كردند تا علاوه بر تامين روشنايي منزل خود بخشي از محل عبور و مرور رهگذران هم از اين نعمت برخوردار باشد.
نمونه‌هايي كه ذكر شد بخش بسيار كوتاهي از افكار و طرح‌هاي و اجرائيات مردمان قديم و نسل گذشته ما مي‌باشد كه اگر بخواهيم اقداماتي از قبيل ساختن آب انبارها و يا كاروانسرا به ميان آيد، مي‌شود مثنوي ديگر كه اكنون مجالي براي طرح آن نمي‌باشد.
رفتاري كه امروزه كمتر شاهد آن هستيم و حتي به ذهن خيلي از ما خطور نمي‌كند. انجام دادن كارها و اقداماتي است كه ديگران هم از سود آن برخوردار باشند. ديگراني كه شايد هيچگاه آن‌ها را نشناسيم و آن‌ها هم متوجه انجام كاري نشوند كه ديگران في سبيل ا... انجام دادند.

ولي در ميان اين همه مشكلات اقتصادي و دل مشغولي مردمان امروز، هنوز هم مي‌توان در گوشه و كنار شهر افرادي را پيدا كرد كه اگر كاري انجام مي‌دهند، فقط و فقط رضايت خالق را در نظر مي‌گيرند و براي مردمان ناشناس كارهايي انجام مي‌دهند كه خيلي اوقات متوجه آن رفتارها نمي‌شويم.

گاهي اوقات كه براي خريد ناني تازه از خانه خارج مي‌شوم، بايد از كوچه‌اي عبور كنم كه تاريكي در آن بيداد مي‌كند و از روشنايي در آن خبري نيست و چندي پيش اقدام بسيار زيبا و تحسين برانگيز صاحب خانه‌اي كه ديوار خانه‌اش مشرف به كوچه بود تعجب و تحسين رهگذران را به دنبال داشت. وي با نصب يك لامپ در كنار ديوار موجبات روشنايي كوچه را تامين كرد و باعث گرديد با خيالي آسوده از آن كوچه عبور كنيم و تازه نصب اين لامپ هيچگونه روشنايي براي منزل خودش نداشت و تمام آن نصيب كوچه مي‌شد و استفاده از آن فقط و فقط براي عابران كوچه تاريك است.

اين اقدام موجب شد كه ياد بگيريم هنوز افرادي در اين شهر پر هياهو هستند كه براي راحتي هموطنان خود كارهايي انجام مي‌دهند و هيچگاه به دنبال پاداش يا تشكري نيستند. فقط براي رضايت خالق هستي دست به ابتكارات تازه مي‌زنند. اينان شهروندان نمونه شهر مي‌باشند. شهرونداني كه شايد هيچگاه متوليان فرهنگي كلان شهرها فرصت همكلامي با آن‌ها را نداشته باشند.

توضيح : آدرس منزل مذكور نزد نويسنده محفوظ مي‌باشد.


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میثم
میثم
٩١/٠٨/٢٢
١
٠
به خدا اندازه یک ارزن هم که به مردم خدمت خالصانه بکنی خدا بی جوابت نمیزاره
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٢
٠
٠
دیگه گدشت اون زمون!!!!!!! دیگه دوره جوانمردی گذشت.... ولی انگار بازهم هستند کسانی که به فکر هم نوعاشون هستند. اجرکم عند الله....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨