تعمیرگاه یا تعویض‌گاه!
داریم‌ها / قسمت یازدهیم

تعمیرگاه یا تعویض‌گاه!

نویسنده : م-نص

سلام این سری داریم‌ها را با گیر دادن به تعمیرگاه‌ها می‌خواهم شروع کنم. فقط مانده‌ام از کدام‌هایش بگویم؛ از ماشین، موتور، یا لوازم برقی و...

ولش کن از ماشین و موتور می‌گویم که گذر اکثرتان، مستقیم یا غیرمستقیم به آن افتاده است یا می‌افتد.

اصولا تعمیرگاه از لحاظ تعریفی که در ذهن وجود دارد، مکانی است که وسیله خراب را می‌بری داخلش برایت تعمیر می‌کنند و برمی‌گردانند. ولی، ولی در عمل تعمیرگاه مکانی است که ماشین یا وسیله‌ای را می‌بری آن‌جا، خراب‌تر به تو برمی‌گردانندش و گاهی هم بعضی لوازمش را کش می‌روند.

البته این را هم بگویم که تعمیرگاه‌هایی هم هستند که وجدان دارند و خوب کار می‌کنند.

 

از کدام خرابکاری تعمیرگاه‌ها بگویم، از این‌که بعضی قطعات گران اصلی ماشین را باز می‌کنند و به جایش لوازم دسته دوم و بی‌کیفیت می‌ببندد و هنگام تحویل وسیله مورد نظر به شما خدا تومان پول از شما می‌گیرند.

از این بگویم که ماشین را می‌بری تعویض روغنی، طرف برایت روغن سوخته می‌ریزد یا اصلا یادش می‌رود روغن بریزد!

از این‌که یک بنده خدایی ماشینش را می‌برد که گیربکسش را درست کنند، وقتی از درب تعمیرگاه می‌آید بیرون، یکهو گیربکس ماشینش کنده می‌شود.

از این‌که موتور را می‌بری تعمیرگاه که تایر و تیوپ و زنجیر عوض کنی، وقتی موتور را تحویل می‌گیری سر اولین پیچ متوجه می‌شوی که طرف سیم ترمزت را نبسته و ترمز نداری!

از این بگویم که وقتی تعمیرکار گرامی در حال کار به دیگر قطعات ماشین آسیب می‌زند، پول قطعات و تعویضش را از شما می‌گیرد.

از این‌که می‌روی نمایندگی طرف با کمال خونسردی در چشمانت نگاه می‌کند و می‌گوید، درست نمی‌شود الکی جای دیگر نرو! ولی شما دست بردار نیستی و ماشین را می‌بری جای یکی از این تعمیرگاه قدیمی‌ها که شاید طرف اصلا سواد هم ندارد و ماشینت را درست می‌کند، حتی از روز اولش هم بهتر!

تعمیرگاه‌های الان فقط قطعه عوض می‌کنند و به اقتصاد کشور لطمه می‌زنند.

خودم دارم خجالت می‌کشم از دست این‌ها، الان باید بگویم تعمیرگاه داریم یا تعویض گاه!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
خب اینا که دیگه طبیعی هستش... مشکلش کجا بود؟ :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
سپاس
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
خدایی بعضیا اصلا وجدان ندارن حلال حروم سرشون نمیشه من موبایلمو بردم برا تعمیر فاتحه اش خونده شد
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
وللش
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
اره اینو خوب گفتی
mike
mike
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
بعضی ها....
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
الان این مایک حالتو میگیره...
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
تو هر شغلی آدم وظیفه نشناس وجود داره همین کارا توسط بعضی پزشکان محترم در اتاق عمل اتفاق میفته
sorme
sorme
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
آره واقعا یادشون میره قیچی و از معده ی طرف در بیارن!!!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
دقیقا به آدمش ربط داره که وجدان داشته باشه یانه!
sorme
sorme
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
افسوس....!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
ماشینمون رو بردیم نمایندگی برای سرویس ،بعد از تحویل دیدم خیلی بخاریش ، بی بخار شده اصلا گرما نمی داد فقط داشبورد رو داغ می کرد! رفتیم یک تعمیرگاه نشونش دادیم،دیدیم مصیبت ها ورداشتن لوله انتقال گرما به داخل ماشین رو باز کردن بعد که سر جاش گذاشتن بستش رو نذاشته بودن و لوله هم از جاش در امده بود همه گرما رو میزد به داشبورد! دوست داشتم برم مسئول اون نمایندگی رو خفش کنم! که فقط به فکر جیبشونن! آخه یک ذره وجدان کاری هم خوب چیزیه!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
داییم ماشینش رو برده بود برای تعمیر گذاشته بود باید 2 روزی تو تعمیرگاه می موند ماشین ،بعد که رفته بود ماشین رو بگیره دیده بود کپسول CNG نیست ! بعد از کلی پیگیری و شکایت از آخرشم بی خیال ماجرا شد! ازبس که این دادگاه ها پدر آدم رو در میارن!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
بعله دیگه!!
Nika
Nika
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
ممنوننننننننن
باران
باران
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
هعی ............
tanha
tanha
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
:|
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
باعث تاسفه..
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥