لذت بوسیدن دست مادر
سنگ سرد یا دست مادر

لذت بوسیدن دست مادر

نویسنده : sayedala-tagh

- مادر يعني وقتی از شیمی درمانیش برگشت، غذایی که پسرش هوس کرده بود را درست کرد. خدا کند آغوش گرم مادر هیچ موقع برای کسی حسرت نشود.

- مادري كه هميشه موهایش را از ته مي‌زند تا فرزندِ بيمارش، هيچ‌وقت احساس تنهايي نكند.

- مادر است دیگر.... گاهی دلش خیلی برای فرزندش تنگ می‌شود، به سلامتی مادر پیری که هنوزم دم در به امید آمدن فرزندانش است.

- سخت ترین و بدترین ثانیه‌های زندگیم زمانی است که مادرم گریه می‌کند

- بعضی وقت‌ها دلم واسه مامانم می‌سوزد، وقتی می‌آیم داخل اتاقم و غرق دنیای مجازی می‌شوم و او تنها نشسته تلویزیون می‌بیند. چه نسل بی‌عاطفه‌ای شدیم ما. اگر نزدیک مادرتان هستید، دستش را ببوسید. اگر دورید زنگ بزنید

و... اگر هم نیست برای شادی روحش دعا کنید.

لذت بوسیدن دست پدر و مادر را از دست ندهید چون بعد باید بروید سنگ سرد را ببوسید که هیچ لذتی ندارد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجید
مجید
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
لذت بوسیدن دست پدر و مادر را از دست ندهید چون بعد باید بروید سنگ سرد را ببوسید که هیچ لذتی ندارد.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
اینجاش عالی بود ....
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
اوف راستشو بخواین از علی ضیا تو همین قسمت خوشم اومد البنه من از یکی دیگه الگو گرفتم ممنون از همین جا دست پدر و مادرمو می بوسم
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
دستشو پیشونیشو بوسیدم خدا هرکس این نعمتا رو داره حفظ کنه هم پدر هم مادر.روح تمام پدرومادرایی هم که نیستن قرین رحمت
shahrzad_h
shahrzad_h
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
آره منم وقتی تو اتاق غرق در دنیای مجازی هستم ومامانم تنهایی جلو تلویزیون چای میخوره ...دلم میگیره اونوقت...از خودم بدم میاد سریع میشتابم پیشش...ممنون از مطلب زیبا...حتما وقتی مامانم از سر کار برگشت دستشو میبوسم.
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
آقا من از خودم بدم میاد ولی خوب هیچ حرف مشترکی نداریم همین دورمون میکنه دوستش دارم ولی نمی تونم بااهاش ارتباط برقرار کنم چ کار کنم خب؟
wolf
wolf
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
مثل من.....
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
فقط یه چاره داره فکر کن مامانت همون دوست صمیمی وجون جونیته که هر وقت می بینیش لااقل 2ساعت باهاش حرف می زنی اینجوری شاید مامانت رو هم قد نیم ساعت حرف زدن تحویل گرفتی (البته ببخشید من قصد ناراحت کردنتون رو ندارم)!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
اره همینه . سپاس
باران
باران
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
مرسی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
امیدوارم کار هیچکی به یوسیدن سنگ سرد نکشه .... روز مادر هم مبارک ...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
جالب بود!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
مرسی ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١١
١
٠
انشاالله خدا همه پدرمادر ها رو سرسبز و برقرار برای بچه هاشون نگه داره...الهی آمین
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١١
١
٠
"سخت ترین و بدترین ثانیه‌های زندگیم زمانی است که مادرم گریه می‌کند" واقعا خیلی سخته ... انشاالـ.... هممون قدر پدر و مادر هامون رو بدونیم.
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
ممنون
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
با اون عکس یاد اون برنامه ی نیمروز افتادم که مادر علی ضیا اتفاقی اومده بود...چقدر جالب بود...
Nika
Nika
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات