سلام بر تو اي غرابت تنهايي
شعری از فروغ

سلام بر تو اي غرابت تنهايي

نویسنده : همتا

سلام بر تو اي غرابت تنهايي

اتاق را به تو تسليم مي‌كنم

چرا كه ابرهاي تيره هميشه

پيغمبران آيه‌هاي تازه تطهيرند

و در شهادت يك شمع

راز منوري است كه آن را

آن آخرين و آن كشيده‌ترين شعله خوب مي‌داند

ايمان بياوريم

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
زیبا بود ممنون
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون اما اشعر فروغو دوست ندارم
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
هزاربار خوانده ام و هزاربار خواهم خواند...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
دانشگاه درس ادبیات در مورد فروغ تحقیق و ارائه کردم...در حقش ظلم شد...
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون!
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خیلی اینو دوست دارم
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
زیبا بود. تشکر.
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
دوست داشتم پرمعنی بود.....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
سپاس
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ایمان بیاوریم//ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
شعر قشنگی بود.ممنونم.
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
بسیار زیبا بود بسی لذت بردیم
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
به به
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
فروغ خوبه! دوسش دارم ..... ولی شعر خوشگلتری هم میتونسی پیدا کنی ..... بامچکری فراوان .... :|
وصال
وصال
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد .اشعار فروغ فرخزاد واقعا قابل تحسینند
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد ...........مرسی عالی بود
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
فروغ تلخ و حقیقی شعراش..مرسی همتا:)))))))))
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٣
٤
٠
!شب لیلة الرغائب آرزو ی من تو بودی، کاش اینو میدونستی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨