من بد فهمیدم یا آن ها نارفیق بودند؟!
یک تجربه تلخ

من بد فهمیدم یا آن ها نارفیق بودند؟!

نویسنده : آرش قلی زاده
قبلن‌ها به هر کسی رو نمی‌دادم و با قیافه هر کسی حال نمی‌کردم و تقریبا از روی قیافه طرف می‌فهمیدم که بی شخصیت است و نباید فراتر از سلام علیک با او دوستی کرد.
یک روز بعد از نماز جماعت که قرآن خوانده می‌شد دیدم لای قرآن یک حدیث بود که مضمونش این بود: «خدا آدم‌هایی که با غرور روی زمین راه میروند را دوست ندارد» بعد از خواندن این حدیث تصمیم گرفتم به هر کسی رو بدهم و با گشاده‌رویی به همه برخورد کنم.
ولی متأسفانه چند روز پیش و الان دوباره نتیجه‌اش را دیدم و پشیمان شدم! دیدم این رفیقان نارفیقند گفتمت هشیار باش! حالا این وسط مانده‌ام که مشکل از کجا بود، از نارفیقان یا از برداشت اشتباه من از حدیث؟
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
هعییی ... همه همدردیم برادر ...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
دلگیرم از تمام رفیقان نارفیق/اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق......
s.a
s.a
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
:| چی بگم! من مغرورم! البته نه خیلی هااااااااااااا............. یه کم! نمیدونم چرا همه این اتفاقا باید پشت سر هم بیوفته! همین یکی دو رو قبل بهم گفته بودن غرور خطرناکه!!!!! خوب نیست و اینا! ایشاللا که خودش نمیبینه اینجا رو................. خخخخخخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
همیشه باید تعدل رو رعایت کنیم ...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
چرا عززیزم
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
بله همه نارفیقند...همه برا روز خوشی خوبن و روز ناخوشی تنهات میذارن...ممنون
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
منم مثل شما زخم خوردم هییییییییییی.
Mohammad Ghandehari
Mohammad Ghandehari
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
من که تا دلت بخاد از دوس زخم خوردم
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
اونکه غرور نمیشه... خوب آدم نباید به همه رو بده دیگه
wolf
wolf
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
موافقم دوستی تا یه حد
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
یه زمانی میشد گفت رفیق زمانی که توی خوشی ها توی ناراحتی ها باهات بود اما نه الان که از پشت خنجر میزنن
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
من كه اصن از دوستام غير خوبي چيزي نديدم.........
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
ممنونم عاقا آرش
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
من در اين زمينه تجربه نداشتم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
من یکی از دوستام نارفیقی کرد نامرد!ولی بقیه شون خوب بودن.
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
هر دو.غرور یعنی خودشیفتگی.داشتن دوستان کم نشانه غرور نیست
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
انتخاب مهم است انتخابت بد بود
D_masoud74
D_masoud74
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
سوختیمو دود نکردیم.......البته هنوزم رفیق خوب پیدا میشه آدم باید خودش حواس جمع باشه...رازشو به کسی نگه..اتو دست کسی نداشته باشه....بعضی وقتا تنهایی خیلی خوبه
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
به جواب رسیدی به من هم بگو . سپاس
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
آرررررررررررره واقعا همینجوریه مرسی
باران
باران
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
معنی اون حدیث از ادمای غرور اینه که ادمهایی که همه اطرافیانشونو از بالا میبینن من از این ادما دیدم این ادمها هیچکس رو غیر خودشون داخل ادم حساب نمی کنن اما یقینا این هم درست نیس که به همه اونقدر رو بدی که ازت سوء استفاده بشه . تو این راه نه باید نه افراط باشه نه تفریط. یه حدیث از امام علی هس که میگه به دوستت رازت رو نگو که اگه بینتون به هم خورد رازتو فاش کنه و انقدر هم با کسی بد تا نکن که اگه با هم اشتی کردین از خودت شرمنده بشی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون...
saied_farsi
saied_farsi
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
مشکل اینه که اکثر ما فقط دیگران رو میبینیم و به رفتار خودمون دقت نمی کنیم و گرنه خیلی وقتاست که این خود ماییم که نارفیقیم نه دیگران...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
بعله منم همینطور.حالا پول منو بدید من برم.
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
تشکر از همه، ببخشید من نبودم نظرات رو جواب بدم
saied_farsi
saied_farsi
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
دشمنت!!!
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
سلام ... كجا داريم كه با ديگران دو كلمه حرف زدن رفاقت حساب مي‌شود. آزاده بودن هنر مردان خداست
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات