5 دقیقه سر ِ کوچه ی ِ ما!
زندگی جریان دارد

5 دقیقه سر ِ کوچه ی ِ ما!

نویسنده : مـی نـا

شاید بشود گفت اکثر صبح‌ها زوتر می‌روم سر کوچه؛ منتظر سرویسم می‌مانم که بیاید، یک روزنامه ورزشی هم می‌گیرم دستم و می‌خوانمش. آدم‌هایی که رد می‌شوند را تقریبا هر روز می‌بینم. ساعت آمدن ِسرویسم را می‌شود با رد شدن ِدختری که سوئیشرت ِسبز دارد تخمین بزنم. یا این‌که وقتی مینی بوس ِنارنجی رد می‌شود یعنی سرویسم کم‌کم دارد دیر می‌کند.

یک خانمی هم هست که فکر می‌کنم معلم باشد، این آدم‌ها شده‌اند ساعت ِمن! آدم‌ها تاخیر دارند ولی من فکر می‌کنم سرویسم زود آمده. دنیایی دارد برای خودش، اصلا یک جور خاصی است. یک نظم خاصی دارد، انگار که دقیقا برنامه‌ریزی شده؛ آن دوچرخه سوار همیشه وقتی رد می‌شود که من سوار سرویس می‌شوم! گاهی آن خانم ِپیر از کنارم رد می‌شود و صاف می‌رود سراغ خانه همسایه و زنگ می‌زند.گاهی آن دختر لاغری که سرعت راه رفتنش متوسط است را می‌بینم. گاهی خانم ِهمسایه می‌رود بیرون! شاید برای ورزش ...

یکی از  همسایه‌ها  هم سلام می‌دهد؛ به امام رضا(ع)، سر کوچه می‌ایستد و می‌چرخد به سمتی که احتمالا حرم آن‌جاست؛

آن‌وقت سلامش را زمزمه می‌کند ...

زندگی جریان دارد، دوست دارم این «تماشای ِ صبح» را که هم زنده است و هم تازه! همان 5 دقیقه منتظر سرویس بودن این همه خوبی دارد ...

این همه خوبی !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nika
Nika
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
ممنون
fahime.n
fahime.n
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
زیبا بود این تمام اتفاقاتیه که در یک روز برا من هم میفته
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
اره منم خیلی دوست دارم...یاد فیلم بیست میفتم و اون پسره که تو رستوران کار می کرد...شبا تو اتوبوس تهران قزوین میخوابید...اتوبوس میرفت قزوین و صبح برمیگشت تهران و اون پسره هممیرفت سرکارش....
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
خیلی زیبا بود منم تماشای این همه نشاط و زندگی رو دوست دارم.ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
شما روزنامه ورزشی میخونی یا مردمو نگاه میکنی؟...:)
مـی نـا
مـی نـا
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
جفتش :) من خیلی قابلیت های پنهان دارم !
mike
mike
٩٢/٠٢/١٥
١
٠
قشنگ ترین لحظه زمان طلوع خورشید وقتی هوا نیمه ابری بعد با صدای پرنده ها راه بیفتی سمت کوه و در و دشت
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
شما رفتی؟؟؟
mike
mike
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
شما موقعی که چشمت به قمقمه ی منه اینارو از دست میدی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
واقعا؟؟؟خیلی نامردیـــــــــــــــــــــــــــــــــی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
زیبا بود . منم همینجورم . سپاس
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
بله جالب بود...من هم همیشه خیلی هارو میبینم که هم مسیرمن
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
یکی از همسایه‌ها هم سلام می‌دهد؛ به امام رضا(ع)، سر کوچه می‌ایستد و می‌چرخد به سمتی که احتمالا حرم آن‌جاست؛یعنی شما دقیقا نمی دونی حرم کدوم طرف خونتونه...سواله برام
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
اینا رو خودت نبشتی؟ خشنگ بووووووووووووووود!
مـی نـا
مـی نـا
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
دکمه ی ق کیبوردت خرابه نه ؟؟
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
چه جالب ....
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
خیلی جالبه..منم تو یه ساعت خاص که مدرسه می رفتم دقیقا آدمای خاصی رو می دیدم که شده بودن ساعت من..
باران
باران
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
دیدن نیمه پر افرین
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
صبح یعنی فرصت دوباره زندگی.متاسفانه مدتی است از لذت تماشای طلوع آفتاب محروم شده ام
محمد
محمد
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
باز هم از این پنج دقیقه ها بذار :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
ممنون تابه حال برای منم اینجورشده
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
خیلی قشنگ توصیفش کردید ،ممنونم :))
hamed
hamed
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
ziba bud.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
مال من هم همینطوریه اما تو مطلب رو زودتر نوشتی.دستت مرسی.
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
من که خوابم اون موقه!سرویس بیچاره تازه باید ممنتظرمم باشه!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات