شهریارا به جفا کرده چو خاکم پامال
مجموعه‌اي شعرهاي محبوب شما كه براي ما ارسال كرده‌ايد

شهریارا به جفا کرده چو خاکم پامال

نویسنده : مهدیه جوادی

f.qabel:
بهترين چيز نگاهي است كه از حادثه عشق، ‌تر است.
سهراب
--------------------
aseman773:
رفتن بدون تو ، آسان و ساده بود
اما بدان که من مُردم بدون تو
بازم شب سیاه.
دلتنگی و تباه.
بازم دلی شکست، انگار میان راه
قول داده بودم که، تنها تو باشی و قلب من و تنها
اما....
اما تو رفتی و من مانده‌ام تنها...
-------------------------
مسواک را برداشتی
حوله و لباس‌هایت را
همه را برداشتی
جز من
چمدانت را بستی
دستگیره در را مشت کردی
و پرسیدی
چیزی جا نگذاشته‌ام ؟
چرا
غم ِ رفتنت را جا گذاشته‌ای
و مرا
علیرضا روشن - کتاب ِ نیست - دفتر ِ شمع ِ گندم
 --------------------------
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جان در هوای گوهر نایاب داده‌ایم...
رهی معیری
 -------------------
ز باغ پیرهن تو گذشته است نسیم
چنین که خوش نفس و مُشک سود می‌آید
منزوی
-------------------
دلا یاران سه قسمند ار بدانی
زبانی‌اند وجانیند و نانی
به نانی نان بده از در بدر کن
تعارف کن تو بار یار زبانی
ولی آن یار جانی را نگهدار
به پایش جان بده تا می‌توانی
 -------------------
شهریارا به جفا کرده چو خاکم پامال
آنکه من خاک رهش را به سر افسر کردم
(شهریار)
--------------------------- 
جز تو ای غم که نداری سر پیمان شکنی
کس ندیدم که بسر برده ره یاری من
(محمد گلبن)
 ---------------------------------
ز تو دیده چون بدوزم؟ که تویی چراغ دیده
ز تو کی کناره گیرم؟ که تودر میان جانی
(خواجوی کرمانی)
 -----------------------------
جز ناله انیس دل بیمار، کسی نیست
آن هم نفسی هست ز ضعف و نفسی نیست
(لسانی شیرازی)
 ------------------------------------
باده پر خوردن و هشیار نشستن سهل است
گر به دولت برسی، مست نگردی، مردی
( پوریای ولی)


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٢
٠
٠
بی دلی در همه احوال خدا با او بود...... او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد......
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
محشر بود! زندگی بدون شعر که زندگی نمیشود!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
مال سهراب توپ بود!
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
کسی چه می داند!

سابقه کهیر

٩٦/١١/٠٣
اول بهمن ماه؛ زادروز فردوسی

شاهنامه چگونه شکل گرفت؟

٩٦/١١/٠٣
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
در گرو عشق

گفت و گو و شرایط امکان آن

٩٦/١١/٠٣