ماه هم گويي گرفته بود
داستان ماه و ستاره...

ماه هم گويي گرفته بود

نویسنده : maryam

ماه هم گويي گرفته بود، خود را در بين ابرهاي سياه آسمان پنهان كرده بود تا بغض شكسته‌اش را پنهان كند و در سكوت و به دور از چشم ديگران آرام بگريد....

ديگراني كه هيچ‌گاه فكر نمي‌كردند كه ماه هم با تمام زيبايي‌اش دلش از ستاره‌اي بي‌نور بگيرد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
اخی
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
زیبا بود مرسی
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خواهش ميكنم
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
الهییییییییییییی....مرسی مریم جون
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خواهش ميكنم عزيزم
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خب دل همه میگیره...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خب دل همه میگیره بالاخره...
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
بعله :(
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
هییییی!ماه هم دل داره خب!مرسی مریم جون:)))
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خواهش ميكنم عزيزم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
چقدر بده دل گرفتن مثل حال الان مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن . سپاس
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
بععععععععععععله!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون!
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
سپاس:)
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
:)
وصال
وصال
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
آخی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی زیبا بود...ممنون
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنون
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
خواهش ميكنم
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
هعییییییییییییییییی! :((
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
ممنونم زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
.... زیبا بود ممنونم.
پربازدیدتریـــن ها
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
در حسرت زندگی بنجامین باتن!

معضلی به نام چاقی

٩٦/٠٥/٠٣
اصیل و گس

خرمالوی من

٩٦/٠٥/٠٤
راز قدرت پدرها

در پیرژامه پدری

٩٦/٠٥/٠١
با حوصله و امید

مرداد را باید سرفرصت زندگی کرد

٩٦/٠٥/٠٣
ترس متفاوت من

دختری که دیوانه وار از پروانه می ترسد

٩٦/٠٥/٠٣
تبلیغات