هر کسی روی صندلی خودش، لطفا!
نگاهی کوتاه به مقوله تخصص گرایی

هر کسی روی صندلی خودش، لطفا!

نویسنده : sjalal

یکی از معضلات جامعه ما استفاده از اشخاص در پستهای غیر تخصصی‌شان است که این معضل در مکان‌هایی مثل: ادارات، وزارت خانه ها، موسسات، شرکتها، دانشگاه ها و... دیده می شود که خود این معضل باعث ایجاد معضل های دیگری می‌شود. مهم ترین معضلی که به سبب این معضل ایجاد می‌شود در سطح مدیریتی کشور است. به عنوان مثال فرض کنید مدیر یک شرکت راه‌سازی در رشته برق تحصیل کرده است زمانی که در این شرکت مدیر می‌خواهد تصمیمی بگیرد یا این شرکت قرار است در شهر پروژه مربوط به راه سازی انجام دهد چون آن مدیر در پست غیر تخصصی خود به کار گرفته شده است تصمیماتش هم غیر تخصصی و فاقد برنامه‌ریزی دقیق خواهد بود و منجر به مشکلات جدیدتر می شود.

یا خود من در دبیرستان معلمی داشتم که رشته تحصیلی‌اش شیمی بود ولی فیزیک تدریس می‌کرد و هیچگونه تسلطی بر فیزیک نداشت و همین مساله در امتحان نهایی به دانش آموزان ضربه زد و خیلی از آنها در فیزیک تجدید شدند.

ولی سوالی که در اینجا پیش می آید این است که آیا در جامعه ما افراد متخصص آنقدر کم و اندک هستند که از افراد غیر متخصص در حرفه و شغل و تخصص آنها استفاده می شود؟ اگر جواب مثبت است که بحث ضعف و عدم کارایی نظام آموزشی مطرح می‌شود و اگر جواب منفی است چه لزومی به استفاده از افراد در پستهای غیر تخصصی شان است با وجود این که در جامعه ما معضل بیکاری وجود دارد و قطعا افرادی هستند که در این پستها تخصص لازم و کافی را دارند ولی از معضل بیکاری رنج می برند. علاوه بر این این مساله می تواند باعث از بین رفتن اعتبار خودکسانی شود که این افراد غیر متخصص را استخدام کرده اند یا آنها را به پستی منصوب کرده‌اند.

مثال دیگری در این رابطه ذکر می کنم: فرض کنید که شما با دوستانتان یا خانواده تان به سینما رفته اید و بلیط تهیه می کنید و در بلیط جایگاه نشستن شما در سینما مشخص است و حالا فرض کنید شخصی مکان نشستنش در ردیف اول مشخص شده است اما بگوید من دوست دارم در ردیف آخر بنشینم و شخصی دیگر بر عکس و همینطور عده ای دیگر هم در مکانی جز مکان تعیین شده خود بنشینند. بدین ترتیب درست است که همه مکانی برای نشستن دارند اما عده‌ای که می خواهند در مکان تعیین شده خود بنشینند نمی توانند و از مکان فعلی خود ناراضی هستند به عبارت دیگر هر کس در مکانی جز مکان اصلی خود نشسته است.

در آخر جمله‌ای  ذکر می‌کنم که می‌گوید: « اگر هر کس سر جای خود بنشیند برای نشستن همه جا هست.»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٣/٠٧
١
٠
اگه توی جامعه پارتی بازی نبود الان این مشکلاتو نداشتیم و هر کس میتونست بر اساس توانایی هاش توی همون رشته تخصصیش کار کنه !
hamta
hamta
٩٣/٠٣/٠٧
١
٠
کار رو باید به کاردان سپرد!! بلی:)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٠٧
١
٠
بله منم با نظر شماره یک موافق هستم ایشون خودش اهل پارتی بازیه سربازی نرفته خودت راستشو بگو....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٧
١
٠
سلام:مشکل باید از ریشه حل بشه موقع انتخاب رشته اکثر افراد دنبال رشته ای که علاقه دارند نمیرن ،رشته ای میرن که اسم وپول داره.چندتا پزشک میشناسم که برج سازندیامهندس ساختمان صادرات ووارداتی شده.سپاسگزارم
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
باید تو جیم چاپ بشه!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
کاملا با شما موافقم. یک زمانی بود یک بنده خدایی رو با مدرک کارشناسی راه و ساختمان و اینا، گذاشتبودن به سمت وزارت ورزش!... خب چی باید گفت...!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
بله كاملا درست است
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
من یه نمونه دیدم که فردی که دیپلم انسانی داشت تو دانشگاه داشت لیسانس برق میخوند ؟؟؟!!!!! تمام مشکلات ما همون جمله اخر خود شماست ولی کیه که گوش بده :(
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
کلام شما متین است ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
متاسفانه هیچکی جای خودش نیست.
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات