آشتی آشتی، تا روز بهشتی!
بازی که تمام می‌شد

آشتی آشتی، تا روز بهشتی!

نویسنده : پری سا

این روزها زیادی دلتنگم

دلتنگ کودکی

دلتنگ بازی‌های کودکانه

بازی‌هایی که در آن‌ها خود را بزرگ می‌کردیم

وارد دنیای بزرگی می‌شدیم

مثل بزرگ‌ترها با هم دعوا می‌کردیم

قهر می‌کردیم

سر هم داد می‌زدیم.

اما...

این ناراحتی ما، این قهرها و دعواهای ما خلاصه شده در 2 ساعت بازی کودکانه‌مان

بازی که تمام می‌شد....غم و غصه و ناراحتی ما هم تمام می‌شد.

اما الان...

وای بر بزرگ‌ترهایی که خیال می‌کنند باید بازی‌شان تمام شود تا با هم آشتی کنند

تا غم و غصه و ناراحتی خود را فراموش کنند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
اره واقعا:((ممنون دوست جونم
sorme
sorme
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
:)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
خوش به حال روزایی که قهرامون 3دقیقه بیشتر دووم نمی آورد:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
این روزها زیادی دلتنگم ... همین ... ممنون
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
هههععععيييي
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
من میخوام برگردم به کودکی..نمیشه کفش برگشت برامون کوچیکه...
sasa10
sasa10
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
زیبا بود...
Milad
Milad
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
آره....یادش بخیر
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
یادش بخیر ..............
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
Avvvياد چي؟؟؟!!!!
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
زیبا بود ممنون
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
آغا دیگه .... قشنگ بود :))))))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
قهر قهر تا روز قیامت :)))))))))))
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
مرسی ....زیبا بود
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
هییییییییی چه زود بزرگ شدیم به یه چشم بهم زدن گذشت...مرسی پریساجون کم پیدا
باران
باران
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
............
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
.............تر
nika
nika
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
مرسی................
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
به نکته ظریفی اشاره کردی.../ممنونم.
blue girl
blue girl
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
ما با هم قهر نمیکردیم با یه لگد تو شیکم از خجالت هم در میومدیم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
سپاس
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٢/٣١
١
٠
زیبا بود ممنونم........
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
قشنگ بود!
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات