فقط با پاسخت پیچیده‌تر کردی معما را
چه خواهد کرد با ما عشق؟!

فقط با پاسخت پیچیده‌تر کردی معما را

نویسنده : bablack313

مرا بازیچه‌ خود ساخت چون موسا که دریا را 

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسا را

نسیم مست وقتی بوی گل می‌داد حس کردم

که این دیوانه پرپر می‌کند یک روز گل‌ها را

خیانت قصه تلخی است اما از که می‌نالم؟

خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را

خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست

چه آسان ننگ می‌خوانند نیرنگ زلیخا را

کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست

چرا آشفته می‌خواهی خدایا خاطر ما را

نمی‌دانم چه افسونی گریبان‌گیر مجنون است

که وحشی می‌کند چشمانش‌آهوهای صحرا را

چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی

فقط با پاسخت پیچیده‌تر کردی معما را

فاضل نطری

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
نگارا
نگارا
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
بسیار زییییبااا
nika
nika
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
زیبا بود مرسی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را....چه جالب بود...
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/١٦
١
٠
هیییییییی!این تیکش از همه سوزنده تر بود:خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست/ممنون
باران
باران
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
ممنون
مجید
مجید
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
ااااا
وصال
وصال
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
شعر قشنگیه ولی خوب من قبلا اینو فرستادم
وصال
وصال
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
شنیدن دوبارش هم خالی از لطف نیست
mike
mike
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
با معنا و زیبا
SE7EN
SE7EN
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
زیبا...
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
خیلی خوب
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
عالی بود :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
زیبا بود .سپاس
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
فاضل عالیه اشعارش:)مرسی
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
جیغ دست هورااااااااااااااااااااااااااااا بسیار زیبا بید
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
واقعا چه خواهد کرد با ما عشق؟
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
سپاس
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/١٧
٠
٠
خیلی زیبا بود. تشکر.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٩
٠
٠
سلام خیلی قشنگ بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات