چرا من!
سخن یک داغ دیده زن ذلیل

چرا من!

نویسنده : Negin.z.sh

چرا همیشه من باید عذر خواهی کنم؟ او همیشه دعوا را شروع می‌کند و تمام نیش و کنایه دنیا را به من بیچاره می‌زند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شیرینه فرهادt.m
شیرینه فرهادt.m
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
:|
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
همون ایکونی که تی ام گذاشته به همراه واقعا چه بدبخته
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
زن ذلیل
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
بزن تو دهنش........
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
چه خشن خب شاید تو عکس اول خانومه داشته ازش تشکر میکرده اونم خجالت کشیده ......خخخخخخ منفی باف نباشید قیافه اش اینجوریه ....
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
البته در باره عکس دوم هم ............... ببخشید نظری ندارم .......
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
(0_ه) چی بگم از این همه فلاکت....:))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
عکسا خیلی جالبه :) به تمام معنا منظور رو می رسونه :)))
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
خیلی جالب بود.
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
اي كوفت تو كجا هستي
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
اندر احوالات ز-ذ دیگه!
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
خخخخخ
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
شیر هم شیر های قدیم...یه نعره میزدن شیرای ماده سوراخ موش اجاره میکردن...
مثله یک فرشته
مثله یک فرشته
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
آره واقعا
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
جالب بود . سپاس
A_mohammadi
A_mohammadi
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
منم :|
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
تونم!
A_mohammadi
A_mohammadi
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
منم :|
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
:|
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
جالب بود ولی دوباره از این کارا نکن
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخ خب آدم چی بگه؟ این شیرش پاکتی بوده
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
:دی
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
هه هه هه هه هه هه هه
میکاییل
میکاییل
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
ما رو باش به شیر مینازیدیم که خودش میخوابه زناش میرن شکار
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
:|
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
هه هه زن ذلیل..
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
!!!!!!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
:|
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
ههههههههههههه..خیلی باحال بود مخصوصا دومی.........ای جانم
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
:دی
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
دلم کباب شد!
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
لایک
shahrzad_z
shahrzad_z
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
خعلی خندیدم مرسی
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات