زنجیره تکرار...
تقدیر مرا پیوسته به تکرار می‌کشاند

زنجیره تکرار...

نویسنده : No-Name

نمی‌دانم

تقدیر مرا پیوسته به تکرار می‌کشاند

یا من او را به دایره افکنده‌ام

کنار گذرگاه زمان 

بر حاشیه میدان‌چه عمر

گردش روزگار را به نظاره نشسته بودم

سنگینی مرگ بر شانه‌های بی‌حس سایه افکند

و چشمانی کم سو

و بازوانی بی‌رمق...

نسیمی خنک

از جانب محبت وزیدن گرفت

چشمان بستم، زانوانم لرزید

روی گرداندم به ذوق

دیده گشادم

تَسخر زدم و گفتم

هه....

این کوچه که بن بست است

باز گویا یاد پیچیده در آن 

این ره سال‌هاست

که ته‌اش بسته است...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٩
١
٠
نمی‌دانم تقدیر مرا پیوسته به تکرار می‌کشاند یا من او را به دایره افکنده‌ام
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
دایره تکرار...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
نسیمی خنک از جانب محبت وزیدن گرفت زیبا بود . سپاس
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
سپاس از نظر و نظر لطفتون...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
خوب بود
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
لطف دارید
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
تقدیر واژه آشنایی است که غریب افتاده
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
غریب اما قریب...
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
ممنون دوست عزیز...
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
تکرار تکرار تکرار اسمش هم زشته
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
زشت و ناگزیر ...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
زیبا نوشتین...سپاس
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
زیبا خواندید...
مثله یک فرشته
مثله یک فرشته
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
زیبا
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
چه عكس باحالي
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
این سپاس انحصاری یه اینجا
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
سپاس واژه ای منحصر به فرد برای اینجانب است لطفا در استفاده از آن همکاری لازم را مبذول بفرمایید . سپاس
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
چه سپاس تو سپاسی شده اینجا...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
زیبا بود . ممنونم.
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون از نظرتون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
این کوچه که بن بست است...زیبا بود
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
لطف دارید...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
زیبا بود!خیلی!
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون. خیلی...
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠