کاش چشمانم همه چیز را نمی‌دید!
این روزها چشمم به هرچه می‌افتد دلم بیشتر می‌سوزد

کاش چشمانم همه چیز را نمی‌دید!

نویسنده : g.h

پشت دیوار شیشه‌ای چشم‌هایم اشک‌هایم همچون آب سدی آماده‌اند تا سرازیر شوند، دلم می‌سوزد برای حشره‌ای که درتارهای عنکبوت به دام افتاده است !برای گربه‌ای که درکمین سطل زباله نشسته است ! برای پرنده‌ای که با عشق بر روی تخم‌هایش نشسته است !برای کودکی که درخواب است !برای فرزندان زنی که عکسش در صفحه ترحیم روزنامه چاپ شده است !برای مادری که اعضای بدن فرزندش را اهدا می‌کند.

برای پیرزنی که نمی دانم آیا فردا هم هست ؟ برای پیرمردی که یکبار سکته مغزی کرده  والان نصف صورتش بی‌حس شده است ! برای پیرزنی که دراتوبوس کنارم نشسته بود دستانش پینه بسته و ورم کرده بودند. برای دوستم که پدرش قلبش بزرگ شده بود و در نوبت برای تزریق سلول‌های بنیادین بود اما دوام نیاورد و نوبتش را به کس دیگری داد.

برای یکی از دوستانم که متولد سال 63 است و هنوز مجرد است.

و برای...

نمی‌دانم چرا این روزها چشمم به هرچه می‌افتد دلم بیشتر می‌سوزد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
بله واقعا این روزها به هرکه وهرجا که بنگری درد است و درد...تا نیاید گره از کار بشر وا نشود(اللهم عجل لولیک الفرج)...ممنون
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
حقیقت تلخ
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
برای دختری که از پسری نارو خورده است. برای کسانی که غرق گناه شده اند و کمترین خلافشان ارتباط های جنسی نامشروع است. برای پسری که در حسرت ازدواج با طرف مقابل ماند و طرفش به علت نداشتن پول پسر ازدواج کرد. برای دانشجویی که تابستان کار می کند تا ایام دانشگاه مثل مایه داران بی درد جلوه دهد. برای امام زمانی که می بیند بندگان هر روز نسبت به قبل روحشان کثیف تر می شود و ظهور نمی کند. برای بچه هایی که child laber اند و کار می کنند تا خرج خودشان را در آورند و آخرش هم می گویند چرا اینها معتاد شده اند و اراده داشتندو میتوانستند آلوده نشوند، مگر شرایطش با یک نفر که در خانواده خوب و مذهبی بزرگ شده است یکی است؟! . برای مریضی که .... برای زندانی ای که بی گناه اعدام شد ولی عوضش خلافکار ها سربلند در خیابان ها راه میروند . برایه ها زیاد اند قادر به گفتن تمامیشان نیستم ولی می دانم کار های خدا بی حکمت نیست، خدایا حکمتت را شکر
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ببخشید اگه سرتونو درد آوردم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
افرین...جالب گفتی..برای دو عاشق که خانواده ای سدشون هستند...برای کودکی که هنوز کودکی نکرده سرطان داره.......
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
عالی بود...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون جناب قلی زاده..زیبا گفتید شما نیز..
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
سپاس
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
من با یک قسمتش مخالفم، ما تا نخوایم که امام زمان مون بیاد، امام ززمان هم نمیاد .به نظر من چیزی که هست مشکل از ماست...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
الهییییییی
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
مرسی
psk
psk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
واقعا سخته
من
من
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
هییییییی....
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
همش بغیر از دوستت دردناک بود......واقعا بدی ها بیشتر از خوشی هاست...دوستتم هنوز وقت داره
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
به هر جا بنگری درد می بینی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
یاد اون شعر افتادم ز دست دیده و دل هر دو فریاد/هر آنچه دیده بیند دل کند یاد...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
بسازم خنجري نيشش ز فولاد/ زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
الهی ، خیییییییییلی دردناک بود ... اگه هزار تا دلیل برای گریه باشه ما یک دلیل پیدا میکنیم و میخندیم ...ما جیمی هستیم هاااااااا ... ممنون از لطفتون ...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون.خیلی خوب گفته بودین.
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
دقیقا.ولی گاهی به هر طرف نگاه میکنم خنده ام میگیره!!!
باران
باران
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون
هورام
هورام
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
دل من هم وقتی می بیند با تمام این مشکلات هنوز هم لبخند شیرینی بر لبان عروسکم دوخته شده عجیب شور میزند...
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
رندگی همینه / گاهی باید چشماتو ببندی تا عذاب نکشی :(
D_masoud74
D_masoud74
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
واقعا؟؟؟؟
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
دنیا محل گذر و امتحان ما بنده هاست به پا کم نیاریم :))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
زندگی پستی بلندی زیاد داره ... باید تحمل کرد و قبول کرد که زندگی همینه...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
چقد دردناک گفتین):...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤