خانه‌ای در رودخانه!
آرام‌ترین و رویایی‌ترین خانه دنیا

خانه‌ای در رودخانه!

نویسنده : t.m

خیلی‌ها هستند که از سر و صدای همسایه‌ها عاصی شده‌اند و دنبال جایی آرام برای زندگی می‌گردند. رسانه‌‌ها حالا با پخش شدن عکس‌های خانه‌ای در وسط یک رودخانه در صربستان، نام آرام‌ترین محل زندگی جهان را به آن داده‌اند.

---

---

---

---

---

---

---

---

----

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
خدا کنه تا چندوقت دیگه اونجا ها آپارتمان نسازن ... :| خیلی قشنگ بود ممنون :)
t.m
t.m
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
آره واقن :) خداکنه :)
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
چه حالی میکنه اونکه خونش اونجاست:)/موتوشکرم تیام جون:)
t.m
t.m
٩٢/٠٧/٠٧
١
٠
خآئیش موکونم میترا جون:)
آبان
آبان
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
عجب خونه ای واقعا دنج :)
zahra
zahra
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
اخی چی با مزه
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
چه خونه ی جذابی..:).دوس دارم...وسط آب و در آرامش مطلق..:))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
خوشبحالش :(
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
چه جای باحالی :)...حال میده بری اونجا زندگی کنی :))...قشنگ بود ممنون :)
faeze
faeze
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
اخیییی...منم میخوام:(
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
چه آرامشی خوشبحالشون....مرسی تیام :)
terme
terme
٩٢/٠٧/٠٧
١
٠
آخییییی...منم میخوام برم اونجا زندگی کنم...
ati200
ati200
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
خیلی خوبه به شرطی که نره زیراب
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٧
٢
٠
سلام .......... ننوشته‌ايد مترو هم دارد /// من كارت بايد چقدر شارژ داشته باشد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٠٧
١
٠
خخخخخ:))) جا کمه مگه :دی از سر صدا راحت میشه ولی خطر مرگ بر اثر عوامل طبیعی میره بالا :دی // بره رو کوه واز مطمئن تره :[))
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
منم میخوام برم واقعا به یه جای دنج نیاز دارم پ.ن:البته اینجا ادم یکم استرسم داره ها.همش باید حواست باشه که غرق نشی..... ولی من میخوام
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
خوش به حال اونایی که میرن اونجا من عاشق صدای آبم هییییییییی تصاویر جالبی بود البته اون جایی که سیل اومده بود وحشتناک بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات