جادوی عکاسی در شهر دبی
عکس‌های دیدنی از شهری پر از نور و برج‌های بلند

جادوی عکاسی در شهر دبی

نویسنده : شکوفه گیلاس

گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info

گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info
گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info

گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info





















































برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
زيباس...
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
اينام ساختمون دارن ما هم داريم...خخخخخ
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
از شهر و ساختمون مدرن خوشم نمیاد....
hamta
hamta
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
آدم يه كم ترسش مي گيره اينارو مي بينه
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
آره من که برم اونجا خود به خود افتادم پایین.....والا..فشار نمیمونه
wolf
wolf
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
این اقاهه که تو عکساست همین یه دست لباسو داره؟؟؟<انجمن فضولها>عکسهای زیبایی بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
زیبا بود اما یه کم ترس داره . سپاس
tanha
tanha
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
سپاس!
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
اونا چه جیگری داشتن اون لبه ایستادن! تشکر.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
خوشا به حالشون... / ولی خوب اینا رو که هیچ کدوم خودشون نساختن ! کشورشون رو دارن افراد خارجی می گردونن ! حالا هرچقدر هم میخواد آباد باشه...
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/١٠
١
٠
زیبا بودن ولی چه فایده از طبیعت و درخت بی بهرن تااونجایی که معلوم بود
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
خیلی شلوغه...به زور یک پارک جنگلی میشه توش پیدا کرد...ولی عکس اول خیلی روشن بود خوشم اومد...مررررسی:)
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
چرا برای من باز نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پری سا
پری سا
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
.....................
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
خیلی قشنگن..ولی تو این همه ساختمون خفه میشی
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
زیوای!به این میگن هنر معماری!
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
my God عالی ان؟ واجب شد بریم کیا پایه ان ؟
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
من رفتم ولی پایم چون برج الخلیفه رادوست دارم دوباره ببینم
Nika
Nika
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
من پایم فیروزه جون
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
تو8 ........مگه می خوان خود کشی کنن که رفتن اونجا؟/؟؟؟؟
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
چه قده قشنگ...........
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات