نماز گل‌ها
شعری از سروده‌های خودم

نماز گل‌ها

نویسنده : saiideh70

می‌شنوی!؟

صدای اذان خورشید است،

از لابه‌لای برگ‌های درختان!

مثل نسیم،

با نفس‌های گل‌ها، می‌آمیزد!

می‌شنوی؟

صدای نمازشان گوش دشت را،

پر کرده!

بر می‌خیزم.

 و مهر دلتنگیم را،

می‌گذارم لابه‌لای بوته‌ها...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
یاد سهراب سپهری افتادم.مرسی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
من از آخرش یاد سهراب افتادم.چندروز پیش روزش بود.می دونین که؟
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
خوشحالم که شعرم شما رو یاد سهراب انداخت یادش گرامی
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
آره منم یاد سهراب افتادم...مرسی سعیده جان خوشل بود
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبـــــــــا بود...مرسی:)
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
بسیار زیبا..منون
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
به به چه مفهومی و زیبا....
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبا بود...
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
مهر دلتنگی........ممنون
f.haghighat
f.haghighat
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
:) خیلی عالی... موفق باشید
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبا بود..
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنون زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
چقدر زیبا ... ممنونم.
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
قبله ام یک گل سرخ.من وضو با تپش پنجره ها می گیرم...مرسی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبا بود . . . . سپاس
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
واقعا زیبا نوشتین...سپاس
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
زیبا بود...مرسی!
ghazanfar
ghazanfar
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
ارتباط خوبی با این شعر برقرار کردم منو یاد شعر مرحوم پناهی انداخت که میگفت: برای اعتراف به کلیسا می رم رو در روی علف های روییده بر دیوار کهنه می ایستم و همه ی گناهانِ خود را یکجا اعتراف می کنم بخشیده خواهم شد به یقین علف ها بی واسطه با خدا سخن می گویند.. یا علی
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
خیلی زیبا بود. تشکر.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
مثل همیشه عالی...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات