تمثیل در کلیسا...
چه خوب می‌شد اگر والدین ما هم از آن استفاده می‌کردند

تمثیل در کلیسا...

نویسنده : بامعرفت

رضا امیرخانی می‌گفت:

من در شهری در فلوریدا ۳ ساعت بیکار بودم و روز یکشنبه بود. 

رفتم کلیسای بزرگ شهر، وارد شدم. دیدم اتفاقا روز صلح است. کشیشی که بالا رفت بسیار انسان موجهی بود و یک سخنرانی خیلی محکم و درست و خطابه گونه ارائه داد و مستقیم از انجیل و از تورات نقل می‌کرد و جلسه رو به پایان بود كه این کشیش مؤدب، موقّر و متین ناگهان از بالا شروع کرد بچه‌های کوچکِ خانواده‌ها را یکی یکی و به اسم صدا ‌زدن و این نشان می‌داد که خانواده‌ها را می‌شناسد. ۱۰-۱۲ نفر از آن‌ها را بالا برد. 

بعد آن کشیش موقر از جیب بزرگ قبایش -که مثلِ جیبِ آقایان روحانیِ خودمان بود!- یک گلوله کاموا در آورد و نخ را به بچه اولی داد و کشید و به دست بچه‌ها داد و از بالا پایین آمد و شروع به دویدن کرد. 

این کشیش بین ردیف‌ها و نیمکت‌های چوبیِ کلیسا می‌دوید و بچه‌ها هم به دنبال‌ش. شبیه یک قطار. گاهی به بچه‌هایی هم که نشسته بودند می‌گفت بلند شو و این را بگیر. همه این نخ را می‌گرفتند و پشتِ کشیش می‌دویدند. تعداد هم بیشتر می‌شد تا جایی که به ۴۰ یا ۵۰ بچه ‌رسید. 

همه این‌ها را وقتی از لابه‌لای همه‌ نیمکت‌ها رد کرد، از پله سن بالا برد و ایستاند. بعد خودش ایستاد و میکروفون را برداشت و گفت: بچه‌ها حضرت مسیح با همین نخ که تعالیمِ کلیسا باشد، ما و خانواده‌های شما را دور هم جمع می‌کند. اصلا فضا عوض شد و مردم با این حرف شروع كردند به گریه کردن. 

======================

پ.ن : اشتباه نکنید تبلیغ مسیحیت نبود . بلکه استفاده از تمثیل، کاری پسندیده برای آموزش مفاهیم دینی به فرزندان است. چه خوب می‌شد اگر والدین ما هم از آن استفاده می‌کردند .تا این‌که بخواهند با زور به فرزندشان چیزی را یاد بدهند. که نتیجه‌اش می‌شود بی‌دینی آن فرزند در جوانی. ( این را به عینه دیدم )

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
کـــــــــاش
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
فلسفه ی روز یکشنبه کلیسا رفتتن خیلی جالبه....
firuze
firuze
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
تمثیل جالب و کودکانه ای بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
جالب بود و ای کاش هایم آرزوست . سپاس
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٢/٢٥
١
٠
اینا قرتی بازیه گشت ارشاد شلاق و حبس کاربردی ترن
blue girl
blue girl
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
مقايسه بين ما و اونها؟؟؟؟؟؟ اصلا قابل قياس نيستيم
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
مرسی.واقعی بود ؟خارج هستی آیا؟
sahelmehrabani
sahelmehrabani
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
خیلی جالب بود./// تمثیل از بهترین روش هم برای آموزش دین هس هم درسها / هنوز بزرگترها خودشون اینا رو بلد نیستن. چطور میشه انتظار داشت که به بچه ها هم یاد بدن؟؟ / فقط بچه ها رو می ترسونن :(
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
عالی
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
ممنون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
بهههههله! ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
مشکلات آموزشی زیادی داریم چه در تربیت خانواده ها و چه آموزش مدارس...
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
از ما که گذشت اما یادمون باشه واسه بچه‌های آیندم همین روش رو ادامه ندیم و یکم ابتکار عمل داشته باشیم! نه اینکه بچه رو مجبور کنیم که چون خودم نماز می‌خوانم تو هم باید بخوانی! یا چون من شیعه‌ام تو هم باید شیعه باشی! مطالعه کنید، بچه رو راهنمایی کنید... اونوقت بهش بگید به نظر خودت هر کدوم از این‌هایی که گفتم درسته انتخاب کن. اینطوری اون بچه هم زده نمی‌شه نه اینکه طرف 22 سالشه اما نماز نمی‌خونه فقط و فقطم واسه اینکه اعتراضش رو به خانوادش نشون بده...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
آره واقعا....من برا تربیت 4قلوهام برنامه ها که ندارم(:
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
ممنون...
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
کاش همین طور بود
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
سپاس خیلی جالب بود... واقعا کاش!
sahar
sahar
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
تشکر..جالب بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات