مرگ ستارگان
شعری سروده خودم

مرگ ستارگان

نویسنده : saiideh70

می‌دانی چه موقع، ستاره‌ها می‌میرند!؟

آنها می‌میرند.

مثل غنچه‌های پریشان در باد،

وقتی که دیگر خاک آن‌ها را دوست ندارد.

مثل وقتی که پروانگان عوض می‌کنند،

عطر شکوفه سیب را،

با تب شعله‌ها .

آری آن‌ها می‌مرند،

وقتی که دختر شب،

 گیسوان سیاهش را،

با سرخی گونه‌های خورشید،

می‌آمیزد...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٣
١
٠
اخی طفلی ها
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
به به...به به
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
مرگ حقه و حقیقت داره!!!!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
زیبا نوشتین
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
زیبا بود . سپاس
Nika
Nika
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
زیبااااااااااااااا بود
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
فدای آرایه های ادبی بشم من... خیلی قشنگ بود ...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
اشعار زیبایی دارین خانوم سععیده...
shahrzad_h
shahrzad_h
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
خییییلی زیباست
firuze
firuze
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
خیلی فوق العاده بود مرگ ستاره ها یکی ازباشکوه ترین اتفاقات طبیعته
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
زیبا ...
maryam
maryam
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
زيبا...مرسي
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
ممنون زیبابود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٤
٠
٠
جه زیبا... ممنونم.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
زیباست...ممنانیم
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات