جاده و چاه!
زمین و زمان دور سرش چرخید

جاده و چاه!

نویسنده : Niva

جاده تاریک بود و دخترک به راهش ادامه می‌داد. چند باری سنگ‌های ریز و درشت زیر پایش لغزید و نزدیک بود زمین بخورد، اما باز به راهش ادامه داد.

هر از گاهی به پشت سرش نگاه می‌کرد و دوستانش را می‌دید که هر کدام با اشاره به او چیزی می‌گفتند، اما خیلی از آن‌ها دور شده بود و چاره‌ای نداشت جز این‌که به راهش ادامه دهد.

دخترک محو تماشای جداه شده بود که ناگهان زمین و آسمان دور سرش چرخید، ضربه‌ای محکم و حول ناک!

به خودش که آمد تازه متوجه شد در چه چاه عمیقی افتاده است.

نمی‌توانست کاری بکند. فقط دست و پا می‌زد. دوستانش هم ناتوان‌تر از آن بودند که بتوانند به او کمک کنند.

دخترک مدام دست و پا می‌زد و هرچه بیشتر تقلا می‌کرد، بیشتر در منجلاب چاه فرو می‌رفت.

صدای کمک خواستن دخترک بلند شد. صدای فریادهایش همه جا را پر کرده بود، اما چاه سکوت کرده بود، تاریکی سکوت کرده بود، حتی دوستانش هم سکوت کرده بودند.

و در همان لحظه یک نفر در دلش آرزویی کرد: کاش مدرسه ما هم یک مشاور داشت!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
بعله...
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
دوستان واقعا عذر میخوام توش غلط تایپی داره!!!
wolf
wolf
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
معلم مشاوره که اموزش ندیدن اصلا به درد نمیخورن
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
به درد لای جرز که میخورن!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
مشاوره مدارسو کلا بی خیال شو بانو .....
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
میخوای که کلا مردسه رو بیخیال شم بهتره :)
shahrzad_h
shahrzad_h
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
آخر داستان رو دوس دارم خعلی....واقعا مشاور خیلی به درد میخوره...بعله
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
حالا مگه مشاور ما چه گلی به سرمون می زنه؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
سپاس
باران
باران
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
ای که وگفتی ینی چه
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
هیچی موضوع خونوادگی بود عزیزم :)))
پری سا
پری سا
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
ما که مشاور داریم عایا چه فرقی داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دختر عمه اگه افتادم تو چاه کمکم کنی ها.........
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
تو همین جوری ته چاه هستی دیگه از دست منم کای ساخته نیست!!!
پری سا
پری سا
٩٢/٠٢/٢٠
٠
٠
خیل بیتلبیتی دختر عمه ی بد..من دختر به این خوبی..........
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
خوب حالا بگید بنده خدا تو کدوم چاهه؟ برم نجاتش بدم...:) طفلی گناه داره
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
مطمئنا تو چاه فاضلاب نیست!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
جالب نوشته بودید ، اما خیلی از این مشاور ها هم چیزی بارشون نیست! خیلی وقت ها بهترین مشاور پدر و مادر اند و معلم ها
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
مشاور...شاید واسه بعضیا خب باشه...
SE7EN
SE7EN
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
من اصلا خودم مشاورم!...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
وقت ملاقات می دیدی se7en آیا؟
Niva
Niva
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
منم تو نوبتم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٢
٠
٠
چی بگم؟؟!!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات