گرگ‌ها هم افسردگی مفرط گرفته‌اند

گرگ‌ها هم افسردگی مفرط گرفته‌اند

نویسنده : sayedala-tagh

اینجا در دنیای من، گرگ‌ها هم افسردگی مفرط گرفته‌اند
دیگر گوسفند نمی‌درند
به نی چوپان دل می‌سپارند و گریه می‌کنند...
---------------------
اجازه ...! اشک سه حرف ندارد ... اشک خیلی حرف دارد!
---------------------    
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده‌ایم
-------------------------
می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان‌ها که: پدر تنها قهرمان بود.
عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد 
بالاترین نقطه ى زمین، شانه‌های پدر بود ... 
بدترین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند . 
تنها دردم، زانوهای زخمی‌ام بودند. 
تنها چیزی که می‌شکست، اسباب بازی‌هایم بود 
و معنای خداحافظ، تا فردا بود!
--------------------
این روزها به جای «شرافت» از انسان ها 
فقط «شر» و «آفت» می‌بیني!
--------------
راستی،
دروغ گفتن را نیز، خوب یاد گرفته ام!
«حال من خوب است» ... خوبِ خوب
------------------------
می‌دونی«بهشت» کجاست؟ 
یه فضای ِ چند وجب در چند وجب! 
بین ِ بازوهای ِ کسی که دوستش داری...
-----------
وقتی کسی اندازت نیست 
دست به اندازه ی خودت نزن...
----------------------------
این روزها «بی» در دنیای من غوغا می‌کند!
بی‌کس ، بی‌مار ، بی‌زار ، بی‌چاره بی‌تاب ، بی‌دار ، بی‌یار،
بی‌دل، بی‌ریخت، بی‌صدا، بی‌جان، بی‌نوا
بی‌حس، بی‌عقل، بی‌خبر، بی‌نشان، بی‌بال، بی‌وفا، بی‌کلام
بی‌جواب، بی‌شمار، بی‌نفس، بی‌هوا، بی‌خود، بی‌داد، بی‌روح
بی‌هدف، بی‌راه، بی‌همزبان 
بی‌تو بی‌تو بی‌تو...
--------------
ماندن به پای کسی که دوستش داری 
قشنگ‌ترین اسارت زندگی است!
----------------------
می‌کوشم غم‌هایم را غرق کنم اما
بی شرف‌ها یاد گرفته‌اند شنا کنند ...
----------------------
می‌دانی
یک وقت‌هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است
و بچسبانی پشت شیشه افکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست‌هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی‌خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشه ذهنت صف کشیده‌اند
آن وقت با خودت بگویی
بگذار منتظر بمانند!
------------------------
مگه اشك چقدر وزن داره...؟ 
که با جاري شدنش، اينقدر سبک مي‌شويم...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٣٠
٠
٠
زیبا بود!
زهرا
زهرا
٩١/٠٩/٠١
٠
٠
میگن حرفی که از دل براید بر دل نشیند
h.naderi
h.naderi
٩١/٠٩/٠٦
٠
٠
عالی بود، روان و واقعی، چیزهایی که باید بهشان فکر کرد
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات