آن تخت که جمشید در او جام گرفت...
شگفتی‌های تخت جمشید

آن تخت که جمشید در او جام گرفت...

نویسنده : ati

ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد در زمان پادشاهی کورش و در دوران حکومت داریوش موفق به تشکیل یک دولت جهانی شدند که از رود دانوب در اروپا تا دریای آرال در آسیای مرکزی و از اقیانوس هند و رود سند تا حبشه و لیبی گسترش داشت. در واقع آنان بر نیمی از دنیای آن روز فرمان می‌راندند و آن را اداره می‌کردند. در سال 518 پیش از میلاد داریوش فرمان به ساخت کوشک شاهانه‌ای در سرزمین فارس داد. در این زمان تعداد زیادی از باتجربه‌ترین مهندسان، معماران و هنرمندان از چهار گوشه عالم فرا خوانده شدند تا با مشارکت و هم اندیشی، اولین بنایی را برپا سازند که بتواند هزاران سال نمادی از صلح و برابری و وحدت جهانی باشد و سرانجام بناهای باشکوه و شگفت انگیز تخت جمشید بر صخره بزرگی در کوه مهر، در دشت مرودشت ساخته شد.

 

ساخت تخت جمشید در دوران حکومت داریوش، پسرش خشایارشاه و پسرزاده‌اش اردشیر یکم ادامه داشت و هر یک از آنان بخش‌هایی را به مجموعه افزودند. اما در واقع ساخت و ساز تخت جمشید تا 188 سال، یعنی پایان حکومت هخامنشیان در 330 پیش از میلاد ادامه داشت و هیچ‌گاه به پایان نرسید. از آن دوران کاخ نیمه تمامی در تخت جمشید وجود دارد که مشخص است فرصت نکرده‌ند به پایان برسانند. تخت جمشید مملو از شگفتی و فرهنگ درخشان مردمانی است که حتی ویرانه‌های آن امروز پس از گذشت 2500 سال مورد تحسین هر بیننده ایرانی و غیر ایرانی قرار می‌گیرد. به راستی راز این جاودانگی در چیست؟

توصیه می‌کنم اگر به تاریخ و گذشته ایران علاقه دارید، کمی در این رابطه مطالعه کنید، تخت جمشید شگفتی‌های زیادی دارد، که بیان آن‌ها از حجم این مقاله خیلی بیشتر است.

---
---
---
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
اره من کتاب از کوروش کبیر تا داریوش کبیر رو پیشنهاد می کنم:))
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مرسی
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
چقدر با شکوه..میگن داره خراب میشه نه؟
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
بله.دقیقا
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
من خیلی علاقه داشتم برم از نزدیک ببینمش / پارسال ک رفتیم خیلی ناراحت کننده بود برام دیدن این قصر ک آواره ای ازش مونده فقط :((
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
من خیلی علاقه داشتم برم از نزدیک ببینمش / پارسال ک رفتیم خیلی ناراحت کننده بود برام دیدن این قصر ک آواره ای ازش مونده فقط :((
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
من که رفتم دیدمش خیلی جالب بود دیدن داره توصیه میکنم ببینینشون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مرسی خسته نباشین
nika
nika
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
تشکر آتنا خانوم
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خیلی متشکر.ببخشید شما شگفتی هاش رو خوندین؟
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
در ضمن! تیتر هم خعلی ناب بود.مررسی.
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
سه بار آنجا رفتم.حیف که به آن توجهی نمی شود و در آستانه ویرانی است
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢١
١
٠
هروقت میرم اینجا میگم خدا ازاسکندر نگذره ...مقدونی یه بی شعور
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
...آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت /بهرام که گور می گرفتی همه عمر /دیدی که چگونه گور بهرام گرفت ،ببخشید این ادامه ی تیتر هست اگه اشتباه نکنم یک رباعی از خیام نیشابوری هستش .در ضمن به خاطر توجهتون به تخت جمشید ممنون.
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
واقعا با شکوهه و آدم به ایرانی بودنش افتخار میکنه
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مغسی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خیلی ممنونم..... اما حیف که در آستانه خرابی و ویرانی است ..... :(((((
باران
باران
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون کاش میشد یکی عین این مجموعه ساخت
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خب باران جان این طوری که دیگه ارزشی نداشت .زیبایی هر چیزی به یگانه بودنشه.
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
حیف که دیگه چیزی ازش نمونده
نگارا2
نگارا2
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
حيف از اون روزااا!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
کاشکی دوباره ایرانی قدرت مند بشه
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
من رفتم دیدم واقا ادم افتخار میکنه ممنون
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
سپاس
ali007
ali007
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
باعث غرور و افتخار ما ایرانی ها که این روز ها بهش اهمیت نمیدن مسئول ها.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤