دیدار با غول چراغ جادو
وقتی علم در برابر یک مرغ زانو می‌زند

دیدار با غول چراغ جادو

نویسنده : مریم شیعه زاده
** شروع ماجرا
چند بار زنگ را فشار دادم ولی انگار نه، کسی خانه نبود. خواستیم برگردیم که خانمی جلوی‌مان سبز شد. زنگ را فشار داد. گفتم: کسی نیست. گفت: من ساعت چهارونیم قرار داشتم باید باشند. در باز شد! نگاهی به چهره نگران دوستم انداختم و اشاره کردم داخل شو. پشت سر آن خانم داخل شدیم. باورم نمی‌شد این‌قدر شلوغ باشد. خوب اطراف را برانداز کردم. دوستم گفت: بیا برویم. دستش را گرفتم و به سمت ساختمان بردمش. خانمی جلوی‌مان را گرفت و گفت: وقت قبلی داشتید؟ گفتم: نه. گفت: باید وقت می‌گرفتید، امروز نمی‌توانید حاجی را ببینید. چند قطره اشک تمساح ریختم و گفتم: کارم واجب است، خواهش می‌کنم. کلی التماس و درخواست تا بالاخره از خر شیطان کوتاه آمد و بی‌خیال بیرون کردن ما شد. دوربینم را روشن کردم و یواشکی شروع به فیلم‌برداری کردم. دوستم با ترس و لرز خواهش می‌کرد دوربین را خاموش کنم اما نمی‌توانستم!
خیلی وقت بود دلم می‌خواست سراغ چند رمال بروم و درکارشان سرک بکشم. دوست داشتم ببینم قشر تحصیل کرده هم به این شیادها اعتماد می‌کنند؟ چه می‌گویند؟ چیکار می‌کنند؟ چند رمال در شهر هست؟ و ...

** ایستگاه اول/ این آقا دایی منه!
مشغول فیلم برداری دزدکی بودم که کسی به شانه‌ام زد. همان خانمی بود که با هم داخل شدیم. ترسیدم و خودم را جمع و جور کردم. گفت: با حاج آقا چیکار داری؟ گفتم: شما چطور؟ گفت: چند وقتی است که با شوهرم درگیری لفظی پیدا می‌کنم و به من و زندگی بی‌توجه است. گفتم: حاج آقا مشاور خانواده‌اند؟ خندید و گفت: نه آمده‌ام دعا بگیرم. گفتم: دعای چی؟ گفت: دعایی که همه چیز را مثل سابق کند. گفتم: خودتان بگویید خدایا همه چیز مثل سابق شود، خدا نمی‌شنود؟ گفت: اگر زندگی‌مان طلسم شده باشد من که نمی‌توانم باطلش کنم. نگفتید چرا این‌جا آمدید؟ گفتم: بیماری یکی از اقوام! بعد شروع کرد به درد و دل و گفتن از زندگی و بچه و شوهر و ... صدایش زدند و رفت.
سراغ یکی دیگر رفتم، حدودا 25 ساله. گفتم: قبلا این‌جا آمده‌اید. گفت: بله، چطور؟ گفتم: می‌خواستم از کارشان مطمئن شوم. گفت: کارشان حرف ندارد. مشکلتان چیست؟ گفتم: پسری را دوست دارم، می‌خواهم بیاید خواستگاری‌ام! گفت: اتفاقا من هم مشکل تو را داشتم، همین آقا دعایی به من دادند و یک ماه نگذشت به خواستگاری‌ام آمد. گفتم: چه خوب! حالا مطمئنی کار این بوده؟ به نظرم خنده‌دار است. گفت: این آقا دایی من است!
دو پا داشتیم، دو پا دیگر هم قرض کردیم، خودمان را به آن طرف حیاط رساندیم!
کمی عکس و فیلم گرفتم تا بالاخره آن خانم که با شوهرش مشکل داشت آمد. گفتم: چه شد؟ گفت: دعایی داد و گفت کار یک پیرزن حسود است که چشم دیدن تو را ندارد. گفتم: پس طلسم بود. دوستم گفت: می‌توانید حدس بزنید او کیست؟ بلافاصله گفت: مادرشوهرم! بعد از کمی خوش و بش رفت. بین حرف‌هایش فهمیدم این اولین رمالی نبوده که به سراغش آمده. شصت هزار تومان هم از او گرفته بود.
بالاخره به حضورش شرفیاب شدم! پشت سرش نوشته بود از دیدن خانم‌های مانتویی معذوریم، فقط با چادر! اما وقتی داخل می‌شدی، چهارچشمی می‌رفت توی صورتت. گفت: سرکتاب می‌خواهی. من هم که دوست داشتم کتابش را ببینم گفتم: بله. که دو تا مهره نعل شکل را انداخت روی میز و شروع کرد به چرت و پرت گفتن. گفت: مشکلت بزرگ است و تو طلسم شدی! من که نمی‌دانستم کدام مشکل اما گفتم: خب؟ گفت: کار پسری است که به تو علاقه دارد. چنین کسی را می‌شناسی؟ گفتم: بله. گفت: تو او را رنجاندی. گفتم: بله! گفت: همین است که طلسم این‌قدر سنگین است. موهای مشکی دارد نه؟ گفتم: شما از کجا فهمیدید؟ گفت: به ما می‌گویند! توی دلم گفتم: آدم احمق! گفت: فردا صبح بیا دعایت را بگیر. گفتم: حدودا چقدر می‌شود؟ گفت: چهل هزار تومان.

** ایستگاه دوم / از روی روسری دعا رد نمی‌شود
سوژه بعدی پیرمردی 70، 80 ساله بود که همسایه‌ها می‌گفتند پسرهایش همه مواد مخدر می‌فروشند و پلیس بارها و بارها دستگیرشان کرده و هرکدام مدت زیادی را در حبس بوده‌اند! زنگ را فشار دادم و دختری هم سن و سال خودم در را باز کرد و وقتی فهمید برای چه کاری آمدم گفت ساعت پنج این‌جا باشید. گفتم همین الان نمی‌شود «ملا» را ببینیم – همسایه‌ها به او می‌گفتند ملا – گفت نه صبح‌ها فقط وقت می‌دهند و بعد از ظهر می‌بینند!
بعد از ظهر آن‌جا سوژه جالبی دیدیم. خانمی که از شهرستان آمده بود! و متاسفانه فرزندش دچار بیماری لاعلاج بود و بنده خدا مشخص بود که از روی اکراه آمده و به قول خودش تیری بود در تاریکی ...
نوبت به من که رسید ملا بی‌مقدمه گفت مشکلت چیست؟ گفتم چند وقتی است که زیاد سر درد می‌شوم و دکترها نمی‌فهمند که دلیلش چیست. گفت چادرت را بردار. چادرم را انداختم روی شانه‌ام . گفت روسری‌ات را هم دربیاور . گفتم چرا؟ گفت باید دستم را بگذارم روی سرت و دعا را بخوانم و بعد هم چند کاغذ به تو می‌دهم که هر روز یکی را می‌سوزانی و خاکسترش را می‌دهی به باد! گفتم از روی روسری دعا رد نمی‌شود؟! گفت نه. از جایم بلند شدم و بدون هیچ حرفی از اتاق خارج شدم. خانمی که دم در اتاق ایستاده بود سرش را کرد داخل اتاق و گفت: حسابشان چقدر شد؟ پیرمرد غرغرکنان گفت بگذار برود.

** ایستگاه سوم/ نعره‌ها برآوردیم!
رمال بعدی فردی بود به اسم «بجستونی» که آن‌قدر سرش شلوغ بود و مراجع داشت که ما همچون مریدان ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی سر به کوه و بیابان گذاشتیم و نعره‌ها برآوردیم و خلاصه بی‌خیالش شدیم!

** ایستگاه چهارم/ بیچاره سمندم نقره‌ای من!
محیط کار این یکی واقعا جالب بود. آدم می‌ترسید و حس می‌کردی هر لحظه امکان دارد یک نفر از پشت سرت پیدا می‌شود! با یک تشت آب و آینه و کمی زمزمه زیر لب (که مثلا با موجوداتی بود که در اتاق حضور داشتند و ما نمی‌دیدم!) آدرس ماشین گمشده‌ام را داد که در کوچه پس کوچه‌های پایین شهر بود. کارش که تمام شد گفت 50 هزار تومان می‌شود و من کمی این پا و آن پا کردم و وحشت زده گفتم کیف پولم را زده‌اند و ... . اخم‌هایش در هم رفت و گفت تا شب برایم بیاور. من هم گفتم به چشم! بیچاره سمند نقره‌ای رنگم که آلان تک و تنها نشسته است تا بروم سراغش!
دستش را گذاشت داخل تشت آب کمی با خودش حرف زد و بعد کمی با آینه بازی کرد و به من گفت تا دستم را در تشب آب بگذارم و ... خلاصه ما را سرکار گذاشته بود اساسی!

** پایان ماجرا 
در ابتدا کار هیچ آدرسی نداشتم اما از هر خانمی در کوچه و خیابان آدرس می‌خواستم، هرکدام دو سه نفر را معرفی می‌کردند! البته در بین این آدرس‌ها دعا نویس‌هایی هم بودند که فقط دعا می‌دادند و چشم داشتی به پولش نداشتند، اما این چند نفری که به سراغشان رفتیم کارشان بیشتر شبیه غول چراغ جادو بود! در کل که قبل از این حتی فکرش را هم نمی‌کردم این افراد تا این حد در جامعه زیاد باشند و هر کوچه و محله‌ای برای خودش یک رمال مجزا داشته باشد!
متاسفانه طی این یک هفته که پای درد و دل همسایه‌های این افراد می‌نشستم دل پری داشتند و مدام از پلیس شکایت می‌کردند که چرا کاری نمی‌کند تا این‌ها کاسه و کوزه‌شان را جمع کنند و بروند. واقعا چرا اقدامی برای دستگیری این‌ها نمی‌شود؟
جالب‌ترین توصیه‌ای که در این مدت از رمال‌ها شنیدم به خانمی جوان بود که باردار نمی‌شد. گفته بود مرغی را بیاور که تمام بال‌هایش سیاه باشد تا با خون آن برایت دعایی بنویسم و طلسمت باطل شود! و در این‌جاست که علم در برابر یک مرغ زانو می‌زند! 
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٢/٠٢
١
٠
بسیار ممنون. از خواندنش لذت بردم. خوب هم تنظیم شده بود. ای کاش همراه فیلم یا عکس می‌بود.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
موافقم
شیعه زاده
شیعه زاده
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
عکسا و فیلما زیاد نیس .... اما چند تایی دارم می تونم بفرسم دفتر مجله
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنون آقای فروزان لطف دارین
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
چی بگم!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ب قول پریسا : هــــــــــعی!
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی جالب بود ...راستی از آخر نگفتید آدم تحصیلکرده هم جای اینا اومده بود یا نه؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
سوژه اول اکثر مراجع ها از شمال شهر بودن و آدمای تحصیل کرده ای ب نظر می رسیدن . بقیه سوژه ها از همه مدل ادمی مراجعه کننده داشتن ...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
فیلمایی که با دوربینتون گرفتین کو پس؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
عکس و فیلم دارم .... ولی اصلا حواسم نبود بفرسم ... ببینم ادمین چی میگن! اگ لازم بود حتما می فرسم ...
mashhadiboy
mashhadiboy
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
موافقیم ..ارسال کنین(با اجازه ادمین)
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
اون نظر ناشناسه منم...:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
از وجنات نظر کاملا مشخصه!! خخخخ :)))))
ولفم
ولفم
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
جالب بود ممنون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خاهش دوست من
shahrzad-z
shahrzad-z
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
اوه مای گاد من باید این همرو بخونم؟خخخخخخخ شوخ کردم خوندم
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
لطف کردی!!
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
افسانه بانو هستم واقعا تاسف برانگیزه . همین چند وقته پیش همکارم با این که فرد تحصیل کرده ای بود بهم گفت بیا برو پیش دعانویس ببین مشکلت کی حل میشه ؟ منم گفتم مشکلی که این آدم بخواد برام حل کنه میخوام صد ساله دیگه حل نشه . سپاس
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
١
٠
دقیقا همینه افسانه جان! تا وقتی خدا هست و می تونیم امام رضا (ع) رو واسطه استجابت دعامون بگیریم ... واقعا چ نیازی ب دعانویس و رمال و ... این چیزاس
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
منم اصلن به این چیزا اعتقاد ندارم/جالب بود خیلی ممنون دریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآ خآنوم!:))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خاهش میکنم امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیر حســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین!! خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
اینجور که معلومه شما در این ماجرا هیچ پولی خرج نگردید :))) دم شما گرم :))) آقای فروزان و آقای داودی باید بیان پیش شما آموزش پیچوندن رمال ها رو ببینن :))) / خیلی گزارش جالبی بود ممنونم :))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
فقط پول اتوبوس و تاکسی و شارژ موبایلمه ک بعدا با ادمین پدر حساب میکنم!! خخخخ :))) ممنون از لطفتون
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی زحمت کشیدین بابت این زحمت.میدونین آدما گاهی فراموش می کنن که خدا،خدای همه ی اوناست و به راحتی حرف اونارو میشنوه و اگه نخواد کاریو انجام بده هزارتا دعانویس هم نمیتونن کاری بکنن،اینجوریه دیگه ماها فکر میکنیم اینقدر از خدا دوریم که برای نزدی شدن بهش احتیاج به چنین واسطه هایی داریم
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
حق با شماس ممنون از نظرتون
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
دریا جان دمت گرم. گزارش جالب بود... خسته نباشی. :))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
نوش جان نسیم بانو!
s.a
s.a
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
واقعا ممنون از گزارشت! عااااااااااالی...... :)
s.a
s.a
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
راستی شب چه جوری خوابت برد؟!! من اگه بودم همش کابوس میدیدم! ترسناکن اینا....... ووووووووووووی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
دفعه بعد میام دنبالت باهم بریم .... 50 هزار تومن اون بنده خدام حساب کنی!! خخخخ :))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خانوم شیعه زاده واقعا گزارش باحالی بود!خعععععععلی خوشم اومد.دستتون درد نکنه و خسته نباشین.البته آدمای تحصیلکرده کمی هم پیش اینجور افراد نمیرن!البته همه دعا نویس ها هم اینجوری نیستن!مثلا من خودم با یکیشون یه دفه یه ملاقاتی داشتم و رفته بودم فقط برای دیدنش که اومده بود مشهد و خونه یکی از دوستان!هرچی توی دلمون میگفتیم در موردش روی کاغذ مینوشت و بهمون میداد!ولی به واسطه کمک از جن هایی که داشت!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام ممنون از نظرتون .... سید من در حدی نیسم ک بخام اظهار نظر کنم ولی تا جاییک من شنیدم ارتباط انسان تنها با اجنه شر یا کافر ممکنه .... برای همین میگن سعی نکنین ک با اجنه ارتباط داشته باشین ......
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
نه همیشه با اجنه مسلمان هم رابطه برقرار شده!اما کلا اجنه خوب و مسلمان زیاد تمایلی به ایجاد رابطه ندارن!و به همین دلیل خیلی کمتر میشه باهاشون ارتباط گرفت!اما در کل ارتباط با اجنه دچار اشکاله!اجنه خوب و بد هم نداره!
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سید مثل اینکه گزارش جیم رو در مورد جن ها نخوندی... جن خوب و بد داره...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
اجنه هم مث ما زندگی میکنن و ب دو دسته کافر و مسلمون تقسیم میشن . مگ شما مصابحه جیم با یک روحانی رو نخوندین؟ کامل توضیح داده بود و گفته بودن میل ب رابطه با انسان فقط از طرف اجنه شر هست .
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
مگه من گفتم جن مسلمان و کافر نداره؟منکه هم اول کامنت دومیم گفتم!اونی که گفتم جن خوب و بد نداره منظورم برای مشکل دار بودن ارتباط بود فرقی نمیکنه ارتباط با جن مسلمان باشه یا با جن کافر!اصل رابطه مشکل داره.و بانو شیعه زاده بخاطر اون ممنوعیتی که توی دین ما هست سر این موضوع یه عده از افراد میان اینو میگن که ارتباط فقط با اجنه کافر ممکنه!میخوان افراد رو بترسونن و از این کار دور کنن!ولی اگر خواستین من چنتا کتاب خطی معتبر معرفی میکنم که اصل این قضایارو بخونین!ارتباط با اجنه کلی روش خاص داره که هر روش برای یه گروه خاصیه!اینجوری نیست که شانسی هردفه یکی بیاد و شانسی مسلمان باشه یا کافر!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
منم سه چهارتا روش توی خوندم ولی همه اش از روئی دستورالعملش میشه فهمید ک ارتباط با اجنه کافره! ولی سید یه پارادوکس این وسط هس . اگ اون جن مسلمون و خوبه چرا برخلاف دستور خدا با انسان رابطه برقرار میکنه؟ مگ همین الان خدتون اشاره نکردین ک این کار توی دین ما نهی شده؟ ...... دقت می فرمویین چی میگم؟؟ :)))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ببینین بانو شیعه زاده خدانگفته ارتباط نگیرین با انسان!که اگر اینطوری بود حضرت سلیمان ارتباط نداشت با اجنه!یا خیلی از افراد صالح دیگه!یه نمونش شیخ بهایی!که همه افرادی که در زمینه ارتباط با اجنه و نوشتن دعا کتابی معتبر دارن شیخ بهایی رو استاد مسلم خودشون میدونن!یا شیخ نخودکی!حالا شیخ نخودکی رو من نمیدونم جن داشتن یا نه!ولی بر اساس حکایاتی که هس قدرت طی الارض داشتن!نه فقط خودشون که باعث طی الارض افراد دیگه هم میشدن!که این فقط و فقط با کمک موکل امکان پذیره!و حالا در اینکه این افراد از راه درستش رفتن شکی نیست!مثلا شیخ نخودکی ریاضتایی داشته که اصلا توی اتاقش غذایی نبوده تا چندین هفته!و هیچکسم نمیدونسته چطوری سرپا میمونه!و ریاضتای سالانه خوندن قرآن داشتن!حالا به چه شکلی و چه سوره ها و آیاتی رو میخوندن خدامیدونه!یه نمونه اعتبار شیخ نخودکی درخواست امام خمینی از ایشون برای علم کیمیا بوده که آیت الله بهجت هم این موضوع رو تایید کردن!و این علوم چیزی نیست که شخص خودش بتونه با چنسال تحقیق یاد بگیره!همیشه توی تاریخ کمک علمی از اجنه بوده!بعدها و با از راه در شدن انسانها ائمه این کارو نهی کردن!چون انسانها دیگه ظرفیتشو نداشتن!برای اینکار روح قوی لازمه!چون شخص به خیلی راها کشیده میشه!اما افرادی بودن که ارتباط داشتن و نمونه هاشم گفتم!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
و یه سوال بانو شیعه زاده!شما از کجا و چجوری از روی دستورالعملش فهمیدین دستور ارتباط با یه جن کافره؟؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
کتابی هس ب اسم "سر مرتضوی" ک داشتنش ممنوعه و گویا چند نسخه بیشتر ازش نیس . تمامش اسرار و طلسم هایی ک انجام میگیره و کار میکنه . استاد دانشگاه برادرم پایان نامه اش توی حوضه بحث روی این کتاب بوده و چون مهدی علاقه داشته یه چیزایی درموردش بدونه چیزای زیادی از اون کتاب براش تعریف کرده . لا ب لای حرفای مهدی یادمه چند تایی از رابطه با اجنه رو گفته بود ک یکیش اینکه قرآن رو ب مدت 40 روز کف پات ببندی و .... خب میشه بگی بعد از این کار دقیقا با کدوم دسته از اجنه میشه ارتباط برقرار کرد؟؟ راستش تمام تز هایی ک داش جوریه ک آدم باید ب پست ترین نقطه ها برسه تا این کار براش ممکن باشه .... خودتم روش تحقیق کن ... یه مجموعه مستند هم هس ب اسم "ظهور" ک ساخته دو تا جوون آمریکاییه ... حتما اونم ببین اطلاعات جالبی میده .
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
١
زمان حضرت سلیمان نیازی ب برقراری ارتباط از جانب انسان نبوده چون اجنه فعلیت داشتن و از زمان تولد حضرت محمد (ص) این فِعلیت از اونا گرفته شد و اجنه بسیار بسیار محدودتر شدن و از اون ب بعد ارتباط تنها درصورتی انجام میگیره ک خود آدم تنش بخاره! بزرگان دینی هم ک نام بردین اصن با این آدمای معمولی غیاث نکنین ... همچین آدمایی پرده از جلوی چشماشون کنار میره و چیزی ازشون پوشیده نیس و ب همین دلیله ک می تونن جهان اجنه و ماورالطبیعه رو درک کنن .
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
١
١
این روشی که شما میگی بله!!!خب هر عقل سلیمی این روشو رد میکنه!ولی روشی که شما به مدت 40 روز باید یه اسم خدارو بگی یا یه آیه ای رو بخونی لازم نیست آدم به نقطه ای از پستی برسه!من از این کتابا زیاد دارم!یه دفه توی یه انجمن اسماشونو برای سحر گفتم!همه این کتابا غیر قانونیه!ولی یه انجمن شعبده بازی هم بود توی کرج که مراحل بالاش میشد جادوگری!باید قرآن آتیش میزدی و خیلی کارای دیگه که اینجا میشه گفت!ولی بعدش با نگاهشون میتونستن آدمو چندین متر پرت کنن عقب!خب مسلما این کار اون آدم نیست!کار اون اجنه ای هست که تسخیر کرده و خب مسلما مشخصه چه نوع اجنه ای هست!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
١
بله! اون چهل روز هم برمیگرده ب حدیث حضرت محمد (ص) ک میگن اگر چهل روز گناه نکنین خداوند اجازه دیدن اون چیزی رو ک خارج از محدوده فهم انسانه رو بهتون میده! .... این موضوع ب چشم برزخی برمیگرده نه اینکه یه آدم بخاد با اجنه رابطه برقرار کنه! این دو موضوع باهم فرق دارن .
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
مگه فکر میکنین چشم برزخی چیه مریم بانو؟آدم فقط باهاش باطن انسانهارو میبینه؟چشم برزخی یعنی چشمی که دیگه هیچ حجابی جلوش نباشه!!که باز البته همونم خودش مراتب داره که خدا به هرکسی که لیاقتشو داشته باشه و با هر درجه ای که بخواد میبخشه!و این مربوط میشه به نداشتن گناه!من حرفم روی گفتن اون ذکره!نمیدونم آشنائیتون تا چه حده!ولی بدونین که هر اسمی از خدا چندین موکل داره!و همینطور هر دعایی!درواقع شما وقتی یه اسمی از خدارو صدا میزنین و یا دعایی رو میخونین اون موکل کار شمارو راه میندازه به امر خدا!مثل ذکر "یاوهاب" که برای رزق و روزیه!با گفتن هر اسمی با یه تعداد مشخص میشه با موکلین ارتباط گرفت!!!و خیلی از اذکار هست برای ارتباط با اجنه خوب برای کمک وحتی کسب علم!همینجور که خیلیا این کارو کردن!وقتی میبینیم همچین افراد بزرگی دست به این کار زدن میفهمیم کار به خودی خود مشکل نداره!مشکل از ما آدماس که راهو نمیتونیم درست انتخاب کنیم!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سید من الان کاملا منظورتونو فهمیدم و باید بگم خیلی جالبه و تا ب حال نشنیده بودم و کاملا جدید بود! فقط میخام بدونم منظورتون از افراد بزرگ چیه؟ ینی میخاین بگین داشتیم افرادی رو ک از نظر ما مقام روحانی بالایی داشتن و از این کار برای ارتباط با اجنه استفاده کردن؟؟؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
١
بله!چون روح قوی ای داشتن!وقتی شخصی مثل ابن سینا کتابی داره در اینمورد(البته در مورد این کتاب بحث هست در ردش و صحتش که واقعا نوشته خود ابن سینا باشه) یا خود شیخ بهایی!کتاب سرالمستتر شیخ بهایی پره از این موارد!یا همین شیخ نخودکی!یکی از حکایاتی که در مورد شیخ نخودکی هست اینه که میخاسته به دلایلی که (حالا کاملشو نمیگم چون طولانی میشه) برای یه باغ نگهبان بذاره برای یه شب!فرداش صاحب باغ میره و میبینه یه جوونی کنار دیوار باغش غش کرده!اینو به هوش میاره و میگه چی شده میگه میخاستم برم توی این باغ دزدی که یه گربه ای بهم نزدیک شد و چنان غرشی کرد که بیهوش شدم!خب گربه که به خودی خود همچین قدرتی نداره!هیچ ملک موکلی هم نمیره توی جلد گربه!پس مشخصه که از اجنه کمک گرفت بوده.
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٤
٠
١
من همشو خوندم... به نظرم اگه الان در دین ما سفارش میشه دنبال این کار نریم.. حتما دلایلی هست که بهتره انجامش ندیم. ما که نه تو این کار تبحر داریم و نه علممون و قدرت معنویمون اونقدر زیاد هست.. ممکنه به دام اجنه کافر بی افتیم و خدا میدونه چه اتفاقی پشت سرش هست.
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
شگفت زده شده ام
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
مرسی مطلبو خوندین
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
جالب بود ممنون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون از لطفت
parisa
parisa
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی طولانی بود...............حوصله ی خوندش و نداشتم........
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
تو واز میخای بیای با دخترای جیم بیرون؟؟!! سفارش میکنم تو رو نبرن!! خخخخ :)))))
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ای کچل.....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
عاره کچلم هس اصن! خخخ
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون جالب بود
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
خاهش میکنم
محمد حسین
محمد حسین
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
فیلم اکشنی بوده برای خودش:)))))))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
نع باوا! بیشتر جنبه طنز داش واسه ما! :)))
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
آقا اسم شهرستان ما "بجستان" است ... مریم بانو ... توهین ... کنکور نداری شما ...؟؟؟ شما رو دوست داری نفرین کنن ...؟؟؟ نه نه نه ... یه دعا هم می گرفتی تو کنکور قبول شی ...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
اشتباه شد... :"دریا بانو"
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
من غلط بخورم توهین کنم!! .... راسی شما مگ کنکور نداری؟ اینجا؟ جیم؟ جـــــــــــــــادویی در راه است؟ واقعا؟ یا پرسپـــــــــــــــــــــــــولیسا!! :)))))) خخخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
همون مریم درسته! دریا نام کاربری بلاگمه...
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
خخخ یه کمر باریکی هم تو طالعت هست :)))
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
این اسمه کاربریه یا معرفی وبلاگ؟؟؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
مام در عجبیم!
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
دریا جان چه دل و جراتی داری.... والا من اگه بودم مامانم نمیذاشت برم.. خودم هم میترسم.. راستی یکی هم طرفای خونه ما هست.. اول آرایشگاه داشت .. کنارش فال قهوه هم میگیرفت.. ولی الان کلا زده تو کار فال... یه قیافه هایی میرن پیش که بیا و ببین.... ملت عقل ندارن!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
جدی؟ راستش ایده این گزارشو عمه ام داد چون سوژه اول طرفای خونه شونه و میگه کسی نیس رسیدگی کنه و جلوشونو بگیره! واقعا چرا پلیس برخورد نمکنه؟
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
آخه تا مردم نخوان پلیس میخواد چی کار کنه.. هر چی جمشون کنه باز میرن یه جای دیگه بساطشون رو پهن میکنن. تا مردم نرن سمتشون و این افراد به این شدت مشتری نداشته باشن .این جوری نمیشه.. مردم باید بفهمن.
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
واقعا عجب جراتی داری دختر..من که جراتش رو ندارم والا..نگفتی که سر به نیستت کنن ..ولی گزارشت عالی بود خیلی ممنون مریم جون..
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
همین جوری ک نمیرفتم! دوسم باهام میومد داخل و شوهرش دم در نگهبانی میداد! در کل ک دست این زوج خوشبخت درد نکنه!! :))) ممنون از لطفت بانو
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
یکی یم نزدیک خونه ماهست ..یه پسرجون ....خیلی هم سرش شلوغه ..و خانم های خیلی باکلاس میرن پیشش...ولی این پسره مشکل اخلاقی داره..نمی دونم باچه جراتی میرن خونش
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
همشونداغونن! داغون تر از اینام ، اونایین ک میرن پیششون .
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
دمت گرم مریم خیلی دل و جرات داشتی که به اون جاها رفتی من که خیلی میترسم وااااای ولی اون ملا که گفته بود روسریتو برداری خیلی (بوووووووووووق) بوده بازم ازت ممنونم عزیزم مرسی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون از لطفت
f.haghighat
f.haghighat
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
آفرین به شهامتت :) جالب بود.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
خاهش میشه
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
زمان حضرت سلیمان نیازی ب برقراری ارتباط از جانب انسان نبوده چون اجنه فعلیت داشتن و از زمان تولد حضرت محمد (ص) این فِعلیت از اونا گرفته شد و اجنه بسیار بسیار محدودتر شدن و از اون ب بعد ارتباط تنها درصورتی انجام میگیره ک خود آدم تنش بخاره! بزرگان دینی هم ک نام بردین اصن با این آدمای معمولی غیاث نکنین ... همچین آدمایی پرده از جلوی چشماشون کنار میره و چیزی ازشون پوشیده نیس و ب همین دلیله ک می تونن جهان اجنه و ماورالطبیعه رو درک کنن .
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
این ماله سیده
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
این چه حرفیه میزنین بانو شیعه زاده؟؟؟اجنه هیچ موقع فعلیت نداشتن!چون اصولا موجوداتی غیر ارگانیکن!!!از زمان حضرت محمد(ص) فقط درهای آسمون به روشون بسته شده!!!نه که فعلیت ازشون گرفته بشه!و این افرادی رو هم که مثال زدم افرادی بودن مثل من و شما!منم خودم گفتم این افراد از راه درستش رفتن!ولی خدا هیچگاه پرده رو از جلوی چشم کسی الکی کنار نمیزنه!!!اونا هم یه سری اعمالو انجام دادن!هیچ کسی اینجوری نیست که شب بخوابه و صبح بیدار شه و همه چیو ببینه!اما با نیت درست رفتن جلو و راه درستو انتخاب کردن!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
داشتن! زمان حضرت سلیمان ک خودتون مثال زدین ب راحتی می تونستن ب انسان آسیب برسونن ک برمیگرده ب فعلیتشون ..... و از زمان حضرت محمد این فعلیت ازشون گرفته شد و نتونستن ب انسان آسیب برسونن و آغازگر رابطه با انسان باشن . و در رابطه با راهی ک افراد رفتن و ب این مقام دس یافتن باید بگم از آیت الله بهجت ک پرسیدن چطور ب این مقام دست یافتین فقط و فقط گفتن نماز اول وقت . لازم نیس آدم هزار مدل جنگولک بازی دربیاره تا ب همچین مرتبه ای برسه ... چرا ارتباط زیبا با خدا داشتنو با خرافه یکی کنیم ؟؟!! اون یک سری اعمال ک میگین همون اعمال امر شده دینمونه نع یه چیز فضایی!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
این چیزی که شما میگین رو نمیدونم از کجا شنیدین مریم بانو که اون زمان فعلیت داشتن چون میتونستن آسیب برسونن!چون همین الان هم میتونن آسیب برسونن!!!اصلا یکی از دلایلی که بعدها توسط ائمه اینکار نهی شده همین بوده!آسیب رساندن به انسان برای اجنه هیچ کاری نداره!چه اون زمان چه الان!و اجنه هیچگاه آغازگر رابطه با انسان نبودن!این انسان بوده که همیشه پا پیش گذاشته!و حتی حضرت سلیمان هم به واسطه انگشتری که از جانب خدا بهش رسیده بوده و همیشه توی دستش داشته اجنه در اختیارش بودن!و در مورد آیت الله بهجت که فرمودین!آیا مرحوم آیت الله بهجت که من خودم خیییییییلی زیاد قبولشون داشتم میتونستن مثل شیخ نخودکی دعایی بدن که مریضی لاعلاج رو خوب کنه؟؟ببینین برای رسیدن به هر مرتبه ای باید یه سری اعمال انجام بشه!منم در راهی که اون افراد رفتن نگفتم جنگولک بازی کردن!من براتون مثال شیخ نخودکی رو زدم که ریاضتای سالیانه قرآن خوندن داشتن!آیا خوندن قرآن به نظر شما جنگولک بازیه؟؟؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
و در این مورد یه چیز دیگه هم بگم که گفتم یه سری اعمال باید انجام بشه!یه روایتی بود حالا دقیقشو انشاالله پیدا میکنم میگم!نمیدونم خاطرم نیست متاسفانه دقیقا کدوم یکی از ائمه گفته بودن اگر بالای سر مرده یه تعداد مشخص داشت که اگر سوره حمد رو بخونیم اگر مرده زنده شد تعجب نکنیم!!!خب خود همین جمله نشون میده که خیلی از اذکار و ادعیه و سورها هستن که با یه تعداد مشخص خونده شدن خیلی کارا انجام میدن که ما بیخبریم!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
زمان حضرت سلیمان (ع) ک الان روش بحث می کنیم چند نفر از یه دهکده اومدن و از حضرت سلیمان (ع) کمک خاستن . گفتن موجوداته نامرئی ب دهکده ما حمله کردن و نمیذارن ب زندگی معمولیمون برسیم و ب ما آسیب میرسونن . خلاصه ک اونجا اجنه رو حضرت دیدن و از دهکده دورشون کردن تا مردم ب زندگی معمولیشون برسن! این خاست مردم نبود و اجنه با همین قدرت فعلیتی ک میگم این کار رو انجام دادن اما الان اگر هم بخان نمی تونن ب خونه منو شما حمله کنن مگراینکه ما بخایم .
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
همیشه توی تاریخ بوده اذیت کردن انسانها توسط اجنه!یه زمانهایی یه سری اجنه سعی میکنن یه رابطه ایجاد کنن!حالا یا جهت آزار و اذیت یا درخواستی دارن!همین حالاشم نمونه هایی هست!چندین سال پیش نمیدونم توی کدوم یکی از شهرستانا به خونه ها سنگ پرت میکردن!که این رو در مورد همین طبس هم شایعه کرده بودن که منتها اونجا دروغ بود!یا همین بختکی که میفته رو آدما!این یه نوع جنه!یه جن قد کوتاه تپل که از انرژی آدما تغذیه میکنه!که اینو خواهر خودم دیده بود!و وقتی من مشخصاتشو دادم خواهرم گفت دقیق مشخص نبود ولی یه سایه کوچیک در حد نیم متر و گرد بود!!!این یه رابطه دوطرفس!هم ما میتونیم شروع کننده رابطه باشم هم اونا!اما اونا تمایلی ندارن به دنیای ما!مگر یه سری از اون کافراش که به قصد آزار میان!
دو نخطه
دو نخطه
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
گزارش بسیار جالبی بود خانوم شیعه زاده.ولی انقدر دوست دارم یه رمالو دوساعت سرکار بذارم بعد تو روش زل بزنم بگم...خودتی.نه واقعا چرا آدم باید عقلشو بذار کنار و برای رفع مشکلش به چنین جاهایی بیاد؟افسوس...تا خدا هست بقیه چه کارن؟مررررررررررسی من عاشق گزارشم و بسی لذت بردم:)))))))))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون از لطفت دو نخطه جان!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
بعضی ها که واقعا شورشودر میارن...دروغ ا چه حد؟ به چه قیمتی؟..درسته دعا وجود داره ولی نه به این شیوه
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
یعنی چطوری میشه بهشون اعتماد کرد؟
من
من
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
جالب بود ولی جای تاسف داره که آدمایی مثل اینا هنوز دارن به کارای مسخرشون ادامه میدن،درضمن خیلی شجاعت به خرج دادین که چنین گزارشی رو گرفتین،دمتون گرم
مـی نـا
مـی نـا
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
خیلی عالی بود . مرسـی :) برام جالبه ... فکر نمی کردم مردم سراغشون برن یا حتی وجود داشته باشن !
sherlok
sherlok
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
اینها مربوط میشه به علوم غریبه و واقعیت داره. اما هرکسی تمیتونه انجامشون بده و 99 درصدشون اینکاره نیستن.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
حق با شماس ممنون
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون...جالب بود...خیلی زحمت کشیدین
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
خاهش
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
هوم!چقدر نظر!هوم!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
ممنون............جالب بود.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨