مرگ برای هستی...
خواب می‌بینم، خواب ...

مرگ برای هستی...

نویسنده : hamid_kh

خواب می‌بینم، خواب ...

که در این معرکه عشق شباهنگ شوم

و صدای پر مرغان اساطیر خیالی دور است...

چه کسی می‌گوید هور در مرز صدا بی‌نور است؟

این سکوتی که زمن می‌شنوی بس شور است!

چه کسی می‌گوید شعر باید، سخته ...

آرزویم اینست: عاشقی، بی‌وقفه

و سفیدی گچی بر سیاه تخته ...

گرچه این سد ز گناه، راه من را بسته 

پشت سر می‌گویند، نا قدان سفله :

«بود شخصی قابل، رفت از این ساحل...

لیک راحت شده از زندگی ناقابل»

به خدا مرگ برای تشییع...

به خدا مرگ برای گریه ...

به خدا مرگ برای چهل نیست ...

به خدا مرگ برای مرگ است !

و به قول سهراب: وهله‌ای از هستی ست...

نه که این باده برای مستی ست ...

به خدا مرگ برای هستی ست ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
جالب بود اما به خدا هیچی نفهمیدم ازش
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
خخخخخخخخخخ زیاد مهم نیست.... مهم حضور پر شور شماست
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
قشنگ بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
زیبا بود . سپاس
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
خوب بود.مرسی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
به خدا مرگ برای مرگ است ! ممنون خیلی زیاد
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سپاس گزار......
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
به خدا مرگ برای مرگ است ! /ممنونم زیبا بود.
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
زیبا نوشتین..ممنون....عکسی رو هم که گذاشتن خیلی زیباس
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
مرسی
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون زیبا بود
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
مرگ برای تشییع مرگ برای چهل مرگ برای مرگ است....مرسی ازخودتونه؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٠٥
٠
٠
بله ، با اجازه بزرگترا
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
سپاس
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
چه عكس نازي
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
با اینکه از شونصد تا کلمه پونصد و نود و نه تاش مرگ بود.. ولی خعلی خوشل بود.
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
مرسی
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
مرسی عالی بود
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
عالی بود....ممنون
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
قشنگ بود. تشکر.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا بود ...ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات