روش‌های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان

روش‌های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان

نویسنده : mahshid
- هنوز سلام و علیک تمام نشده سر صحبت درباره مهریه را باز کنید و بگویید که شما جد‌اندر‌جد، مهریه را سنگین می‌گیرید و این رسم خانوادگی‌تان است و همه دخترهای فامیل‌تان همین کار را کرده‌اند. برای این‌که کسی شک نکند چند تا مثال هم ردیف کنید مثلا بگویید «همین پارسال دخترعموی مامانم ازدواج کرد با ۴۰۰۰ سکه، آبجی خودم مهرش ۵۰۰۰ تا بود. حالا دو هزار تای ناقابل که چیزی نیست.»
- وقتی چایی آوردید و همه مشغول خوردن شدند و به‌به و چه‌چه کردند، بگویید رمالي كه امروز توی پارک دیده‌اید کارش حرف ندارد چون این لحظه را پیش‌بینی کرده و راست گفته که اگر توی قوری تف کنید مهر و محبت خانواده داماد به شما چند برابر بیشتر می‌شود.
- از داماد و تک تک اعضای خانواده‌اش بپرسید متولد چه ماه و سالی هستند. بعد کشف کنید که آن‌ها در تقویم چینی نماد چه حیواناتی هستند و مطمئن باشید هیچ وقت ممکن نیست نماد سال شما، با نماد سال بقیه کاملا همخوانی داشته باشد و با چنین اعتقادی چگونه می‌توانید در کنار آن‌ها با صلح و صفا زندگی کنید. فرضا شما متولد سال موش باشید. موش که نمی‌تواند با خانواده‌ای که یک اژدها، دو تا خوک، یک سگ، دو تا گربه و یک گاو دارد، زندگی کند!
- از همان ابتدا که خانواده داماد آمدند و گل‌ها و شیرینی‌ها را تحویل گرفتید، همین که آن‌ها خواستند سر صحبت را باز کنند لبخند ملیحی بزنید و الکی بگویید قصد ازدواج ندارید و می‌خواهید درس بخوانید. این طوری هم باکلاس‌تر است و هم تا ابد بی‌شوهر می‌مانید.
- سیر وپياز بخورید و دائما اظهار نظر کنید، حتی وقتی نظرتان را نخواسته‌اند. توی استکان‌ها، کیسه چای بگذارید و بگویید برای‌تان سخت بوده چای دم کنید.
- حتی یک لحظه به نگون بختی که به خواستگاری‌تان آمده اعتماد نکنید. همان اول کار به داماد بالقوه بگویید «پسورد ایمیل‌های‌تان را می‌خواهم...» واکنش احتمالی او از دو حالت بیشتر نیست. اول این‌که می‌گوید «متاسفم اما پسورد من محرمانه و شخصی است» در این صورت شما بر می‌آشوبید و می‌گویید «کاملا مشخص شد با اینترنت چه می کنید!» واکنش دوم این است که او سرخ و سفید شود و مثل قاتلانی که اعتراف می‌کنند رمز عبورش را روی کاغذ بنویسد و به شما بدهد. آن وقت شما به اتاق دیگر می‌روید و به اینترنت وصل می‌شوید و صندوق پستی الکترونیک او را بررسی می‌کنید و هر از گاه می‌گوید «خدای من! این‌ها چیست؟ این‌ها کی هستند؟»
- بعد از رسیدن خواستگارها به خانه بیایید. بی‌حوصله سلام و علیک کنید و بعد یا بروید توی اتاق‌تان و دراز بکشید و بخوابید یا گوشه اتاق بنشینید و تلویزیون تماشا کنید و هر از گاه لبخندی به حضار بزنید و بگویید «هیسسس».
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٨/٢٧
٠
٠
خیلی جالب بود مرسی مهشیدجان.
e_madhfarimani
e_madhfarimani
٩١/٠٨/٢٧
٠
٠
bashe:I
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٧
٠
٠
روحمان بسی شاد شد!
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/٠٨/٢٧
٠
٠
یکی مونده به آخری رو هستم! میشه گفت روش 100درصد تضمینی! ولی بقیه روش ها نعع! مثل خودکشی با دست کردن تو دماغ میمونه!! اینا چیه نوشتی ؟؟؟ همشون ناهنجاره شدید!! اییییییییییی.......
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
خب هر چی ناهنجارتر باشه بیشتر جواب میده!
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٨/٢٨
١
٠
خوشمان آمد.چه بسا نتیجه هم دهد.کدامش را تضمین می کنید مهشید خانم لازم داریم.البته سوتفاهم نشود اندر بابی دیگر نیاز است.
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٣
٠
٠
معی خجالت داره ...توهم ؟
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤