خاطره می‌شود
شعری سروده خودم

خاطره می‌شود

نویسنده : hamid_kh

این‌ها همه برای من

خاطره می‌شود.

حتی زمانی که میان دیده‌های‌مان فرسنگ‌ها 

فاصله می‌شود .

یا آن هنگام که این با هم بودن‌ها 

حادثه می شود .

اگرچه قلب من پر است از دوریت 

اما یادت 

هوای این خانه می‌شود 

ببین ابر را که میان اشک من وتو 

واسطه می‌شود .

چه جای تامل که این خاطر‌ه‌ها 

برای روحم مائده می‌شود .

گفته‌هایت، دیده‌هایت، شانه‌هایت 

خاطره می‌شود، خاطره می‌شود، خاطره می‌شود 

و قلب من با خاطره‌هایت 

محاصره می‌شود.

ح.سکوت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
و قلب من با خاطره‌هایت محاصره می‌شود...خیلی زیبا بود...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
چه شعر زیبایی... ممنونم...
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
چی خوشل بود.. بابا شاعر.. بابا با استعداد
وصال
وصال
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
خوبه ها ولی میشه بهتر ز ایم گفت .موفق باشی دوست من
h_taghizadeh
h_taghizadeh
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
مرسی خیلی عالی بود :)
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
شعر زیبایی بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
زیبا بود .سپاس
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
خیلی دوست داشتم...دلم برای اینجور شعرا تنگ شده بود..گفته‌هایت، دیده‌هایت، شانه‌هایت خاطره می‌شود، خاطره می‌شود، خاطره می‌شود
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
اوممممممممم
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
بنده طنز پردازم عزیز قراره ایشالله در آینده نزدیک خاک به دماغمون بشیم مادر طنز ایران البته الان که دوشیزه ی طنز ایران بعدا که مزدوج شدیم میشیم مادر طنز ایران شویمون هم میشه شوهر طنز ایران بچه مونم میشه بچه طنز ایران
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
خاطره می شود... ممنون زیبا نوشتین ...
مثله یک فرشته
مثله یک فرشته
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
سالیان سال است که اینگونه است دلم بایگانی خانه است
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
زیبا بوذ و مهم تر از این بوذ که خودتون گفته بوذید
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
زیبا»))تخلص تون زیبا تر»)
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا...اگرچه قلب من پر است از دوریت ***اما یادت ***هوای این خانه می‌شود ....ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات