بهتر نتوانستم بگویم...
در کلاس ما دختری درس می‌خواند که...

بهتر نتوانستم بگویم...

نویسنده : nikta_21

من روی صندلی تکی جلوی کلاس نشسته‌ام.کیف قرمزم را روی میز گذاشته‌ام. دستانم را هم به شکل مساوی روی آن قرار داده‌ام و چانه‌ام را به آن‌ها تکیه داده‌ام وزل زده‌ام به موزائیکی و غرق شده‌ام در خیالات قشنگم.

من و زهرا و مریم می‌شود گفت درس‌خوان‌ترین‌های کلاسیم. کنار من دختری می‌نشیند که اختلاف سنش با من 11 ماه است و این یعنی مغز من 11 ماه بیشتر از مغز او رشد کرده است. او می‌شود گفت ضعیف‌ترین دانش‌آموز سوم این مدرسه خاص است. دوستی ندارد. بچه‌ها زیاد با او هم کلام نمی‌شوند و دلیلی هم برای این کار نمی‌بینند. وضع مالی‌شان هم خوب است، مثل 99درصد ما. من دختر را می‌شناسم، پدرش مادرش را طلاق داده و زن دیگری اختیار کرده ولی الان با همان زن اولش زندگی می‌کند. ما نمی‌دانیم زن دوم را هم طلاق داده یا نه، ولی احتمالا داده دیگر. دختر 4 تا خواهر دارد و 1 برادر. می‌گویند خواهرانش که خیلی زرنگ‌اند.

 

حرف‌های دختر برایم جذاب‌اند اما او کم حرف است. یا ناخن می‌جود یا پایش را می‌دهد جلو و توی هوا دایره می‌زند. حواسم را پرت می‌کند و اعصابم را خورد. از او زیاد خوشم نمی‌آید. یعنی کلا هیچ‌کس... .

 

در کلاس ما دختر یک جانباز درس می‌خواند (که در واقع نمی‌خواند)، برای همین دوستی ندارد، کسی به او توجه نمی‌کند و من دارم فکر می‌کنم که تنهایی او چه حسی دارد و دارم فکر می‌کنم که با وضع خانواده‌اش و با یک سال از من کوچکتر بودنش آیا حق ندارد که در درس‌هایش ضعیف باشد و کسی تحویلش نگیرد؟

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
اول اول اول اول اول
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
مريم درس خونو خوب اومدي به به.....
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
چه بگویم
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
!!!!!!!!!!!!
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
!
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
واقعا چه بگوییم
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/٠٦
١
٠
نفهمیدم چی شد!؟
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
راستش منم نفهمیدم...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
بیا پایین می فهمی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
........!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٠٦
١
٠
چه درهم بود........طفلک چه گناهی داره...بدم میاد از بچه هایی که با بقیه فاصله میگیرن چون درسشون بهتره
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
درکش برام سخت بود!یه جورایی نفهمیدم چی شد!
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
اجازه خانم ما نفهمیدیم چی شد!
f.haghighat
f.haghighat
٩٢/٠٢/٠٦
١
٠
چرا زیاد از او خوشت نمی آید آیا؟ چون درسخون نیست؟ همین... یا حواستو پرت می کنه؟! به هرحال منطقی نبود!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
فقط برای اینکه حواسم رو پرت می کنه آخه من سرکلاس رمان می خونم البته الان رابطه مون بهتر شده.
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
و واقعا چی بگم...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
نویسنده عزیز بیاین توضیح بدین لطفا...ممنون
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
اومدیم.پایین صفحه
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
جالب وزیبابود مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
!System Error!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
خخخخ
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
آخی!ببخشید من چون همه چیش برام واضح بوده نتونستم خوب بنویسم.ببخشید.اگه توضیحات کافی نبود بگین.من زود زود سر می زنم.
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
اوووووووووووووم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
............... سپاس
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
واقعا چه باید گفت؟!
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
الآن چی به چی شد؟!!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
الهی بمیرم چرا انقدر بد گفتم؟
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
ببینید دوستان!چیزی که شده اینه که دختری در کلاس ماست که من باهاش دوستم(واقعا می گم)اما کلا بچه ها زیاد باهاش نیستن.این رو هم خواستم بگم که او حق دارد در درس موفق نباشد.یعنی کلا خیلی ها حق دارند چون بهتر بوده یه سال دیرتر درس رو شروع کنن.بقیه اش هم که چیزی نداره...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
(فریاد): فهمیدین؟!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات