قاب زمستان
شعری سروده خودم

قاب زمستان

نویسنده : saiideh70

می‌دانم، بهار آمده!

می‌دانم که غنچه‌های گل سرخ

آواز باران را،

میان هیاهو درختان فریاد می‌زنند.

می دانم که یاس‌های شانه دیوار،

با چشمان نیمه بازشان،

لبخندهای خورشید را می‌دزدند..

اما من دلم را، میان همهمه زمستان،

آن‌جایی که هنوز کسی پیراهن سپید زمین را 

با قدم‌هایش نیالوده،

قاب کرده‌ام ...

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
قشنگ بود.ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
ممنون خیلی زیبا بود... من دلم را قاب کرده ام ...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
توووووووووووووووووووووووووووووووپ ...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
زیبا بود . ممنون
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
زیبا بود. تشکر.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
واقعا طبع شعر خیلی خوبی دارید...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
بسیار زیبا!مچکر
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
خوش به حال دلت. زیبا بود
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
ممنون زیبا بود
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
شعرای زیبایی میگین...ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
قاب دلتو به هرجایی آویزون نکنی سعیده جان..مرسی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
چه خوبه شاعری.....
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
تازه کجاشو دیدی ؟؟؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
عاورین ... چ خوشل بود
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
بسیارزیبا ممنون
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
بسیار زیبا بود...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات