نسل چرک کف دست!
یکی از کاربران از مدرسه غیر انتفاهی جدیدش می گوید

نسل چرک کف دست!

نویسنده : mahshid
چرا ؟......چرا؟ چرا این قدر آدم ها عوض شدن؟ چرا دیگه بچه ها معنی احترام را درک نمی کنند؟ من سال پیش توی یک مدرسه ی دولتی درس می خوندم شاید سطح علمی اش بالاتر  از مدرسه ی غیرانتفاعی که امسال میرم نبود اما نمیدونم چرا اون جا رو بیشتر دوست دارم. چون اون جا شور و نشاط بود، جشن بود، شادی بود، خنده بود، دوستی بود، مهر و محبت و مهربانی بود اما این جا چی همش درس درس درس اما یه تفاوت دیگه هم هست بچه های اون جا برای هم احترام قائل بودن پول هاشون رو  ماشین هاشون رو به رخ هم نمی کشیدن. همه شان صاف و ساده بودن مثل یک بچه! آنجا اگه برای یکی یک اتفاقی می افتاد حالا هرچی دیگران با اون فرد توی مشکلش سهیم بودن کمکش میکردن، برایش ناراحت بودن اما این جا نه ........هرکسی برای خودش!  این جا حتی اگه کناری ات روی زمین بیفتند و بمیرد برایشان مهم نیست. برایشان فقط خودشان مهم است و پول پدر هاشان. حیف! ای کاش توی همان مدرسه ی قبلی ام بودم ولی دوستی و محبت را حس می کردم کاش بودم......واقعا نمی دانم پول چیه که این قدر آدم ها رو عوض میکنه .....جوری که ادم ها همش دنبال پول هستنند و از همه چیز میگذرند برای رسیدن به پول ... همان چرک همیشگی کف دست!
 کاش برگریدیم به همان دورانی که داشتن پول برای آدم ها مهم نبود. آدم ها را از روی مقدار پولشان انتخاب نمیکردند .کاش نسل این چرک دست همیشگی از روی زمین برداشته بشود تا آدم ها محبت و مهربانی و انسانیت را در خودشان دوباره پیدا کنند. 
از این بگذریم! احترام هم بلد نیستند این نسل پولکی! چقدر زشت است وقتی معلم یک چیزی میگوید بلند نشنود بگوید «بابای من به اداره ای پول داده که میتونه هر کاری خواست بکنه» ....«فردا از این مدرسه میندازمت بیرون» ...... و غرور یک دبیر مرد را سر کلاس جلوی 20 تا دانش آموز خرد کنند ....حاضرم فقیر و گدا باشم اما برای آدم ها ارزش و احترام قائل باشم.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢١
٢
٠
دقیقا همینه!!!! چیزی که تو بچه های غیرانتفاعی بروی حالا وجود نداره احترام گذاشتن به بزرگتره! واقعا متاسفم.... منم مادر غیرانتفاعی تدریس می کنن دارم می بینم رفتاراشونو اگه بگی بالا چشمت ابروست فرداست که با 7 جد و آبادشون قشون کشی کنن مدرسه.... دوران مدرسه ما گذشت........
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
تو مدرسه ی ما که وجود داره.
anis
anis
٩١/٠٨/٢١
٢
٠
من خودم مدرسه عادی رو بیشتر دوس داشتم!!! الانم که خیر سرم تو تیزهوشانم،واقعا هرکی به فکر خودشه.با هر کی حرف میزنی یاد پول باباش میفته. کلا موافقم.
میثم
میثم
٩١/٠٨/٢١
٣
٠
کلا قدیم ها بهتر بود
s-bigharar
s-bigharar
٩١/٠٨/٢٢
١
١
منم از همان اول در مدرسه غیرانتفاهی بودم.خداراشکر تاحالا چنین موردی که یکی پول پول کنه رو ندیدم ولی میدونم هست.اصلا هر دفعه که میبینم یکی به یکی توهین میکنه و احترام نگه نمیداره اعصابم خورد میشه.وای که چطوری بعضیا بچه هاشونو با این فرهنگ بار میارن،با چه رویی؟؟؟!!
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/٢٢
٠
١
حالا فکر نمی کنید دعا برای هدایت شدنشون بهتر باشه تا اینکه کلاً از روی زمین برداشته بشن؟!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات