در افسانه‌ها رهایم کردند
من خود مرز میان خیال و حقیقت شدم

در افسانه‌ها رهایم کردند

نویسنده : firuze

وقتی افسانه دختر شاه پریان را شنیدم....

وقتی داستان دیو و پری را باور کردم ...

و شب‌ها خواب جادوگر شهر «اُز» را می‌دیم

وقتی همسفر شازده کوچولو شدم و برای دیوید کاپرفیلد نامه می‌نوشتم...

همه می‌گفتند بچه است... خیال پردازی می‌کند...

بزرگ‌تر که شدم..

گاهی ژولیت بودم و گاهی اسکارلت؛ به دنبال رومئو بودم و عاشق رت باتلر...

همراه تایتانیک غرق شدم و برای یافتن مجنون سر به بیابان گذاشتم..

به خودم که آمدم همه بودم و هیچ‌کس نبودم ...

از زمانی که در افسانه‌ها رهایم کردند

من خود مرز میان خیال و حقیقت شدم

خودم را هیچ‌گاه نیافتم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٢/٠١
٢
٠
خیلی زیبا بود... بسیار لذت بردم وقت خواندنش
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
چرا شما بعضی جاها نظر میدهید ؟! این کمال بی انصافی می باشد . به همه ی کاربران به یک چشم نگاه کنید . سپاس
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
سلام اقاي فروزا ن
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی خیلی قشنگ بود...یه حس خوبی موقع خوندنش به آدم دست میده..کسی میدونه اسم این حس چیه؟ نوستالژیک نیس...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
اوهوم دقیقا(:
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
بسیاااااااااااااار زیبا!مچکر
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
زیبا بود
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
من هم در مرز خیال و خقیقت گرفتار شده ام
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
به خودم که آمدم همه بودم و هیچ‌کس نبودم .../خیلی زیبا نوشتید ممنونم.
e_shin
e_shin
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
منم هنوز خودم رو نیافتم..... گمه گمم هنوز
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون .. همین که جمعی از مطلب شما لذت بردند بسیار عالیست..
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
منم سه سالی هست هری پاترم
raaahil.m
raaahil.m
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
آقابلاخره شماراهنماییتو آرمیتا مصلی نژادبودی یانه؟؟
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
منم در غرور و تعصب غرق شدم...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
منم...
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
غرور...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود . سپاس
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
اره خیلی زیبا بود...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
بسیار زیبا نوشتین سپاس
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
بسيار زيبا بود سپاس فراوان
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود. تشکر.
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود:))))))
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠١
٠
٠
از همه دوستان برای ابراز نظرهاشون سپاسگذارم...
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
مرسی زیبا بود
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
جالب و خواندنی بود
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
این چه اسمیه شما دارید ؟؟؟چه بامزست! چه طور22سالتونه اونوقت رشتتون مشخص نیست؟؟؟؟؟؟
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
شده دیگه ای بابا این دنیا خیلی عجیب غریبه بعله
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خواهر تایتانیک نگاه نکن بده اخه داستانش ادمو میبره فضا
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی خیلی زیبا بود بی نهایت سپاس
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
کوزتو ژان والژان چی شد پس؟!....ممنون خیلی خوشل بود
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١