تقدیم به شمع‌های مدرسه...
شعری سروده خودم

تقدیم به شمع‌های مدرسه...

نویسنده : hamid_kh

جز به نام تو در میکده کندن عار است / ای تو ساقی که صدور از سخنت در کار است

علم شمع است و جگر سوخته پروانه تویی / به خدایم قسم این علم تو را آن بار است

گر تو بنمودیم این چاه یقین در چاهم / ور تو منعم کنی از باغ بدانم نار است

هر که انگار کند از تو سعادت یابد / با تو مست وی و بی تو به خدایت، خار است

در رثای تو کلام ازلی آمده است / آیه‌هایی که همه عاقبتش دیدار است

چون محمد به حرا آمده، گفتنش بخوان / به علی بنده اویم و تو را او یار است

گر به جای آورم آن شکر و سپاسش فبها / ور نه انگار در این بادیه سر بر دار است

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
شعر زیبایی بود ماله خودته؟؟خخخخخخخخخخ
mike
mike
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
بیوت بود
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
قشنگه
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
آفرین :)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
مغسی سینیور:))))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
قشنگ بود ممنون
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
چقد سرودن این اشعار سخته...خسته نباشید...زیبا بود
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
زیبا بود . سپاس
mo_so
mo_so
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
خیلی خوب
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
بابا خیلی شعر قشنگی بود/ممنونم:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
بسیار زیبا
tanha
tanha
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
ممنون!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/١٦
٠
٠
ممنون زیبا بود
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠