اندر احوالات شیپور الملک
سری اول از حکایات «روزی روزگاری»

اندر احوالات شیپور الملک

نویسنده : remisoli

 شیخ الرئیس بحر العلوم را در این مکان جیم نام از بلاد خراسان، ستونی مسخر گشت نیکو فام و خوش صورت و بر ترتیب هر هفته، در این مجال بیاورد آنچه باید و به تحقیق سخن راست گرداند به صور عالیه، و ستون وی را نام «روزی روزگاری» بگذاشت و روایت کند  شرح رجالی از اکابر و بزرگان خراسان که وی را نام «شیپور الملک» باشد و شرح امور و افکارش و مجاهدتش در ما وقع جاری ممالک محروسه با یاران را بر رشته تحریر در آورد. باشد تا خوانندگان جان را لبخندی ملیح بر لب و شوقی در دل اوفتد و دمی چند آسایش گرفته بر احوال بانیان امور دعای خیری بنمایند.

شیخ الرئیس بحرالعلوم چنین روایت کند که : شیپورالملک در همان زمان  پیدایش، داعیه بزرگی در سیمایش پدیدار گشته بود و در همان گاهواره ناصیه مکرمه‌اش هویدا بود و بر علوم مختلفه از جمله کیمیاگری و فنون مشت و مال و فیلاسوفی و منطیق و پولیتیک و نیشخند و نیشخون و انواع سوت بلبلی و کشدار و صلوات کفتری منور گشته بود.

شیپورالملک مردی به غایت زیرک بود آنچنان که مگس را در هوا بربودی و چون باج نگرفتی، پر و بالش بکندی و چنان ظرافتی در وی بود که هر موقعیتی و کم و کاستی را از صد فرسخی بو بکشد و در هر حلقه‌ای آویزد و از پشت هر وانتی آویزان گردد و خود را از اهل نقد می‌پنداشت و یاران، وی را اول نقاد عالم می‌پنداشتند و دل در گرو مجاهدت یاران و موافقان قرار می‌داد.

هر دعوتی را بر جان و دل و البته شکم پذیرا می‌گشت. علی الخصوص اگر بر صرف شیرینی و شام بود. و اگر نبود با لیقه و مرکب شامی هم خود برکنار شیرینی می‌افزود و بر محفل وارد می‌گردید و بی‌شام سر بر بالین نمی‌گذاشت حتی بر طریقت جدل! و تا سیر نمی‌گردید از هیچ مجلسی به در نمی‌رفت و این‌ها بگفتیم تا بدانید شیپورالملک که بود و خوانندگان جان در همین اعوان کار، ماست‌ها را کیسه کنند و لوطیان لنگ بیاندازند که با چنین شمایلی و صفاتی شیپورالملک بیامد،آمدنی!

و ما را با شما کار بسیار است و جنگ اول به از صلح اخر است. زیاده جسارت است

شیخ الرئیس بحرالعلوم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٩
١
٠
قلم خوبی برای نوشتن با زبان کهن داری،خیلی جالب نوشته بودی
shahrzad_z
shahrzad_z
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی جالب!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی خیلی زیبا بود ...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
زیبا بود . سپاس
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
خوشمان آمد
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
جلب بود!!!!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
زیبا بود. تشکر.
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی زیبا و جالب نوشته بودی...فقط کاش از اسم (( شیخ الرئیس بحرالعلوم)) استفاده نمی کردی و یه اسم دیگه انتخاب میکردی...
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
:)
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
زیر نویسش کی میاد بازار؟!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
تو اینترنت هس!یه سرچ بکنین تو گوگل خیلی سایت میاد:))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
من که پیدا نکردم ×!:)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
واقعا قشنگ بود!خندیدم واقعا!منتظر قسمتای بعدی هستیم.مچکر
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
متن سنگینی بود :)))) . ممنونم
blue girl
blue girl
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
عاورين خعععععععععلي باحال بود..........
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/٣٠
٠
٠
جالب بود ممنون
remisoli
remisoli
٩٢/٠٢/١٥
٠
٠
شیخ الرئیس نام مستعار من است نه شخصیت داستان
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات