انگار نوع در زدن تغییر کرده
بعد از تو حتی سوختن تغییر کرده

انگار نوع در زدن تغییر کرده

نویسنده : ahkiani

بعد از تو حتی سوختن تغییر کرده

با چادرت رنگ کفن تغییر کرده

این‌ها چه دیدند از غریبه چون که این‌طور

برخوردشان با هم وطن تغییر کرده

رفتار فرزندان همه مانند قبل است

اما چرا تنها حسن تغییر کرده؟

این روزها بعد از پیمبر در مدینه

انگار نوع در زدن تغییر کرده...

از قد و قامت، تا صدا و راه رفتن

طی دو روز اینقدر زن تغییر کرده؟

چیزی که دیگر از تنش باقی نمانده

قطعا پس از او "پنج تن" تغییر کرده

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٢٥
١
٠
خیلی زیبا و دردناک بود... ممنون!
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
زیبا بود...ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
درد داشت.....بعد از تو جهان تغییر کرده...مرسی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٥
١
٠
زیبا بود.مچکر
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
زیبا بود/ممنونم.
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
بسیار زیبا...ممنون...
javad agha
javad agha
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
خدا اجرت بده جوون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
زیبا بود
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
سپاس
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
سپاس
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
تغییر کرده ... آن همه، تغییر کرده ...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠