همه لرزیدیم...
شاید دیر باشه ولی من شرمندم که نتونستم اون روز بیام نت

همه لرزیدیم...

نویسنده : t.m

همه لرزیدیم!

از شمالی‌ترین؛ به جنوبی‌ترین...

بهار شده بود و عطره شکوفه‌هایی که لبخند را بر لبان نقاشی می‌کردند؛ همه جا را فرا گرفته بود...

کودکان مشغوله ساختن رویاهای کودکانه‌شان بودند؛ و نوره چشم‌های مادرانشان...

پدرها؛ کار را با عرق خستگی‌شان، معنا می‌بخشیدند...

امواج خلیج همیشه فارس با صدای دلنواز پرندگان دریایی، می‌خروشیدند...

به ناگه، رویاهای کودکان لرزید و نور چشم مادران کم سو شد و زمین زیر پای پدرها هم لرزید، قلب ما هم لرزید و  تمام ایران لرزید ....

--------------------------

** (متن زیر رو توی نت پیدا کردم، قشنگ بود و اضافه کردم به مطلبم) 

باز لرزید

تمام جانم،

با تو لرزید،

با تو که کودکت را، 

زیر آوار،

جستجو می‌کردی،

با تو که صدای نفس‌های مادرت را،

هنوز می‌شنیدی،

با تو که پدر را، 

میان سنگ‌ها،

جستجو می‌کردی، 

تمام روحم، 

جسمم،

جانم،

لرزید، 

دوباره آه،

دوباره درد،

دوباره رنج و درد،

دوباره زلزله،

دوباره لرز مرگ،

دوباره نام او،

و او،

و او،

و او، 

دوباره کفن و دفن زندگی، 

صدای یا خدا،

خدا، 

کشورم،

شنیدی؟ 

خدایا، 

قرار بود هر چه هست، 

در بم،

تمامش کنی، 

این بود قرار ما؟  

چه ناتوانم من،

هنوز درک حکمتت را ندارم،

گیج می‌شوم،

وقتی می‌بینم،

روزی هزار بار می‌لرزیم 

اما تو باز کافی نمی‌دانی .... 

"ارگ" را از "بم" گرفتی.

حرفی‌ نزدیم. 

"جان" را از "آذربایجان" گرفتی!!!!

بازهم سکوت...

عطر و بوی زندگی را از بوشهر نگیر

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
:(((((((((( مرسی تی ام جان...... :((((((((( واقعا خیلی دردآوره.... خیلی..... :((((((((
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
:(((((((
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
ینی هیچی نمیشه اضافه کرد!واااااااااااقعا قشنگ.مرسی تی ام
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
واااااااااااااقعن قشنگ بود تی ام.مرسی
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
:| خیلی تلخ..
m - O
m - O
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی بغض آور ... خیلی تلخ ... خیلی ...
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
تـــلــــخ ...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
حیف..
wolf
wolf
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
...........................
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
ممنون تی ام جان..خیلی دردناک بود..
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
خدا همه رفتگانشون رو بیامرزه و به بازماندگانشون صبر بده...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨