غریبانه
دهه سوم هم به پایان رسید

غریبانه

نویسنده : Niva

زهرا(س) جان

غریبی و اوج غریب بودنت، نبودنت است.

نمی‌دانم کجایی و نمی‌دانند!

هزار شایعه برای شهادتت

و همین سه دهه کافیست

که تو باز هم در قربت بمانی

و ما، در غفلت...

دهه سوم هم به پایان رسید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
مرسی
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
ممنون
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
ممنون....
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
دهه سوم هم تمام شد و ما ماندیم و....
faraz2FM
faraz2FM
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
ممنون آبجی جان
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
هعیییی مرسی
SE7EN
SE7EN
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
فاطمه فاطمه است...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
هییی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
و ما در غفلت ... ممنون
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
:((((((((((((((
parisa
parisa
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
خیلی غم انگیز بود دختر عمه.........
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٧
١
٠
:(((((( مچکر
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٨
١
٠
دهه سوم تموم میشه محرمو صفر و ماه رمضونو شبای قدر هم تموم میشه هر سال و ما هم همیشه همونی که بودیم میمونیم):
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
ممنون از نظرات همه دوستان و اقوام. قدم رنجه کردین :)
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سلام قشنگ بود . ولی این هزار شایعه را نفهمیدم منظورتون چیه ؟
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
واقعا تشکر
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠